{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

bts

p³⁹
ویو کوک:
فقلش بک به زمانی که ات دزدیده. شد :
وقتی ات رفت دیدیم ساعتی که برای ردیاب داشت رو جا گذاشته رفتم. داخل. هرچی صداش کردن نبود رفتم سمت اتاقش. که یه چوبی دیدم نگاهش کردم. رد خون بود سریع به پلیس گذارش دادم و همه جا دنبالش گشتن و گفتن که تویه. خونه ی قدیمی. بوده و خونش خون ات بوده و. رد خونو دنبال کردم و یه جنازه رو توی جنگ. پیدا کردن که. صورتش داغون بود مریض شدم و افسرده گی‌ گرفته بودم ضعیف شده بودم. کارم شده بود. گریه کردن نگاه کردن به اعکساش
یه روز که تصمیم گرفتم برم پیش یاد بود ات. که جیمین گفت. بعدش برم پارک قدمی. بزنمو. بمو ببرم تا هوا بخوره
بعد از. یاد بود ات رفتم خونه لباسامو عوض کردم و. رفتم سمت. بم. تا. حاضرش کنم ببرمش. بیرون

رفتم یه پارکی که اصلا حوصله نداشتم راه برم اصلا حواصم به بم نبود صداش بند شد و. قلادشو ول کردم که دیگه هیچی نفهمیدم و توی فکر بودم
سرمو برگردونونم و با چیزی که ددیدم اصلا باورم نیشد ......
دیدگاه ها (۴)

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

وقتی تولدت بودو..

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

جیمین منو ات از دفتر مدیر اومدیم بیرون و ات گفت + پس فردا م...

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: هشتمن که کلا توی شوک بود...

ویو کوک ساعت 12 نصفه شب بود هنوز نیومده بود خونه گفته بود می...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:20فقط به ا.ت صدمه زدم فق...

#تپش.قلب.من Part 2مثل هر شب راجب اینکه چرا....چرا من همچین ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط