{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنم که گیسوانت را یک

مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنم که گیسوانت را یک به یک شعری باید و ستایشی
دیگران معشوق را مایملک خویش می‌پندارنداما من تنها می‌خواهم تماشایت کنم
قلب من آستانه ی گیسوانت را، یک به یک می‌شناسد
آنگاه که راه خود را در گیسوانت گم می‌کنی فراموشم مکن!و بخاطر آور که عاشقت هستم
مگذار در این دنیای تاریک بی تو گم شوم
موهای تو،این سوگواران سرگردان بافته
راه را نشانم خواهند دادبه شرط آنکه، دریغشان مکنی

نرودا
دیدگاه ها (۱۰)

مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنمکه گیسوانت را یک به ی...

این شعر برای تو . مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنمکه ...

مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی به پا کنم که گیسوانت را یک ب...

مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی به پا کنم که _-یسوانت را یک ...

مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی به پا کنم که گیسوانت را یک ب...

مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنم که گیسوانت را یک به ...

مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنمکه گیسوانت را یک به ی...

قلب منآستانه ی گیسوانت را یک به یک می شناسدآن گاه که راه خود...

قلب منآستانه ی گیسوانت را یک به یک می شناسدآن گاه که راه خود...

قلب منآستانه ی گیسوانت را یک به یک می شناسدآن گاه که راه خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط