این شعر

این شعر
برای تو . مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنم

که گیسوانت را یک به یک

شعری باید و ستایشی

دیگران

معشوق را مایملک خویش می‌پندارند

اما من

تنها می‌خواهم تماشایت کنم

در ایتالیا تو را مدوسا صدا می‌کنند

(به خاطر موهایت)

قلب من

آستانه ی گیسوانت را، یک به یک می‌شناسد

آنگاه که راه خود را در گیسوانت گم می‌کنی

فراموشم مکن!

و بخاطر آور که عاشقت هستم

مگذار در این دنیای تاریک بی تو گم شوم

موهای تو

این سوگواران سرگردان بافته

راه را نشانم خواهند داد

به شرط آنکه، دریغشان مکنی
دیدگاه ها (۳)

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنمکه گیسوانت را یک به ی...

مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی به پا کنم که گیسوانت را یک ب...

مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنم که گیسوانت را یک به ...

مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنم که گیسوانت را یک به ...

مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنمکه گیسوانت را یک به ی...

قلب منآستانه ی گیسوانت را یک به یک می شناسدآن گاه که راه خود...

قلب منآستانه ی گیسوانت را یک به یک می شناسدآن گاه که راه خود...

قلب منآستانه ی گیسوانت را یک به یک می شناسدآن گاه که راه خود...

قلب منآستانه‌ی گیسوانت رایک به یک می‌شناسدآنگاه که راه خود ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط