《میدونی که فقط مال منی؟》 پارت1
《میدونی که فقط مال منی؟》 پارت1
.
.
اسم من یونا هستش. من اصلا زندگی آرومی ندارم:)
دلم میخواد از همه سختی هام دست بکشم اما چجوری؟
رینگ رینگ رینگ
اوه گوشیم داره زنگ میخوره.
یونا:الو؟
-احمق تصویریه دارم اون گوشتو میبینم عیییی
یونا:اوه ببخشید(گوشیو میگیره جلو صورتش)
یونا:عههه ملین تویییی چطوری شلیطه
ملین: خوبم خوشگله.
یونا:هیهیهی. جونم چیشده کارم داشتی؟
ملین:میخواستم یه چیزی بخوام ازت. میگما. من یه فکری دارم.
یونا:چی بگو؟
ملین:ببین من میخام مثل دحترای دیگه خونه مجردی داشته باشم. توام که یه مقدار پول برا همین موقع جمع کردی. منم با دو سه تا از دوستام حرف زدم اونام قراره باما باشن. میای باهم پولامونو بزاریم رو هم خونه اجاره کنیم؟
یونا:جدی میگی الان؟ اره از خدامههههه
ملین:ووووویییی پس امشب بیا با بچه ها آشنات کنم. بد نیست هم خونه ایامونو بشناسیم!
یونا:باشه تو لوکیشن بده.
(شب شد)
.یونا داره آماده میشه.
یونا:اخیییش اینم پوشیدم.
داد میزنه:آیهاااان
آیهان بلند میگه:هااااا باز چته؟
یونا آروم تر میگه:داداش خوشتیپم امروز کاری نداره؟(نویسنده:خوشتیپ🗿🎀)
آیهان:ها چی میخای بنده خدا
یونا:منو میرسونی خونه دوستم؟
آیهان:بستگی داره کدوم دوستت باشه!
یونا:خونه ملین
آیهان:عا همون دوستت که خیلی منگله؟ اره بریم(اوهوم منگلو میبینیم در آینده🤡)
یونا سفت بقلش میکنه.
:رسیدن:
ایهان:منم میام ببینم پسر اونجا نباشه
یونا:اره منم میدونم برا همین میای برا چیز دیگه ای نیست🙄
ایهان:برو بابام من چیکار به اون ملین که یه تختش کمه دارم؟
(ویو یونا)
درو زدم. یه دختره درو باز کرد.
دختره:سلاممم تو باید یونا باشی! من ثورا هستم خوشبختم
یونا:همچنین!
رفتیم تو و ملین اومد.
ملین:عه یونا اومدی؟ این کله شقو چرا اوردی؟ عیش
آیهان:منم از خدام نبود یونا اسرار کرد.
رفتم تو و رو کاناپه لم دادم. یه تیکه چوب شور برداشتم و با دهن پر گفتم:دروغ میگه.
ملین خندید.
بعد صاف نشستم.
گفتم:عه راستی ثورا بیا اینجا خودتو معرفی کن بشناسم. ملین گفتی دو سه نفر این جا که فقط یه نفره!
یهو یکی از پشت دستشو گذاشت رو شونه هام. دستاش نرم بود...
گفت:منم هستما!
صدای قشنگی داشت.
گفتم:عه سلام. ندیدمت.
گفت:هنوزم ندیدی.چون پشتتم
کنارم نشست. خیلی خوشگل بود!چشماش.. فیسش.. لباش... کلا خوشگل بود.
یونا:الان دیدمت! اسمت چیه تو؟
گفت:اسمم جیکساعه! تو یونایی درسته؟
یونا:اره خوشبختم
ملین آیهانو شوت کرد بیرون.
ااااهههه خیلی چرت شد این پارت اما داستان از پارت بعد شروع میشه🙂↔️
لباس یونا.ملین.جیکسا.ثورا اسلاید دوم
.
.
اسم من یونا هستش. من اصلا زندگی آرومی ندارم:)
دلم میخواد از همه سختی هام دست بکشم اما چجوری؟
رینگ رینگ رینگ
اوه گوشیم داره زنگ میخوره.
یونا:الو؟
-احمق تصویریه دارم اون گوشتو میبینم عیییی
یونا:اوه ببخشید(گوشیو میگیره جلو صورتش)
یونا:عههه ملین تویییی چطوری شلیطه
ملین: خوبم خوشگله.
یونا:هیهیهی. جونم چیشده کارم داشتی؟
ملین:میخواستم یه چیزی بخوام ازت. میگما. من یه فکری دارم.
یونا:چی بگو؟
ملین:ببین من میخام مثل دحترای دیگه خونه مجردی داشته باشم. توام که یه مقدار پول برا همین موقع جمع کردی. منم با دو سه تا از دوستام حرف زدم اونام قراره باما باشن. میای باهم پولامونو بزاریم رو هم خونه اجاره کنیم؟
یونا:جدی میگی الان؟ اره از خدامههههه
ملین:ووووویییی پس امشب بیا با بچه ها آشنات کنم. بد نیست هم خونه ایامونو بشناسیم!
یونا:باشه تو لوکیشن بده.
(شب شد)
.یونا داره آماده میشه.
یونا:اخیییش اینم پوشیدم.
داد میزنه:آیهاااان
آیهان بلند میگه:هااااا باز چته؟
یونا آروم تر میگه:داداش خوشتیپم امروز کاری نداره؟(نویسنده:خوشتیپ🗿🎀)
آیهان:ها چی میخای بنده خدا
یونا:منو میرسونی خونه دوستم؟
آیهان:بستگی داره کدوم دوستت باشه!
یونا:خونه ملین
آیهان:عا همون دوستت که خیلی منگله؟ اره بریم(اوهوم منگلو میبینیم در آینده🤡)
یونا سفت بقلش میکنه.
:رسیدن:
ایهان:منم میام ببینم پسر اونجا نباشه
یونا:اره منم میدونم برا همین میای برا چیز دیگه ای نیست🙄
ایهان:برو بابام من چیکار به اون ملین که یه تختش کمه دارم؟
(ویو یونا)
درو زدم. یه دختره درو باز کرد.
دختره:سلاممم تو باید یونا باشی! من ثورا هستم خوشبختم
یونا:همچنین!
رفتیم تو و ملین اومد.
ملین:عه یونا اومدی؟ این کله شقو چرا اوردی؟ عیش
آیهان:منم از خدام نبود یونا اسرار کرد.
رفتم تو و رو کاناپه لم دادم. یه تیکه چوب شور برداشتم و با دهن پر گفتم:دروغ میگه.
ملین خندید.
بعد صاف نشستم.
گفتم:عه راستی ثورا بیا اینجا خودتو معرفی کن بشناسم. ملین گفتی دو سه نفر این جا که فقط یه نفره!
یهو یکی از پشت دستشو گذاشت رو شونه هام. دستاش نرم بود...
گفت:منم هستما!
صدای قشنگی داشت.
گفتم:عه سلام. ندیدمت.
گفت:هنوزم ندیدی.چون پشتتم
کنارم نشست. خیلی خوشگل بود!چشماش.. فیسش.. لباش... کلا خوشگل بود.
یونا:الان دیدمت! اسمت چیه تو؟
گفت:اسمم جیکساعه! تو یونایی درسته؟
یونا:اره خوشبختم
ملین آیهانو شوت کرد بیرون.
ااااهههه خیلی چرت شد این پارت اما داستان از پارت بعد شروع میشه🙂↔️
لباس یونا.ملین.جیکسا.ثورا اسلاید دوم
- ۳.۹k
- ۲۵ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط