مرد جوانی از مشکلات خود به

مرد جوانی از مشکلات خود به
حکیمی گلایه می کرد و از او خواست
که راهنمایی اش کند.

حکیم آدرسی به او داد و گفت به این
مکان که رسیدی ساکنان آن هیچ مشکلی
ندارند، می توانی از آنها کمک بطلبی.

مرد هیجان زده به سمت آدرس رفت،
با تعجب دید آنجا قبرستان است.

به راستی تنها مُردگانند که مشکل ندارند.

دوست من اگر مشکلی داری،
یعنی تو زنده ای...
دیدگاه ها (۲)

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:11باران با شدت به آسفالت برخورد می‌کرد و آسمان ا...

مرد جوانی از مشکلات خود به حکیمی گلایه می کرد و از او خواست ...

داستان کوتاه 👌👌مرد جوانی از مشکلات خود به حکیمی گلایه می‌کرد...

❤️🌹#داستانک 🍃🌸✨مرد جوانی از مشکلات خود به حکیمی گلایه می کرد...

زنی در مورد همسایه اش شایعات زیادی ساخت و شروع به پراکندن آن...

زنی در مورد همسایه اش شایعات زیادی ساخت و شروع به پراکندن آن...

زنی در مورد همسایه اش شایعات زیادی ساخت و شروع به پراکندن آن...

زنی در مورد همسایه اش شایعات زیادی ساخت و شروع به پراکندن آن...

زنی در مورد همسایه اش شایعات زیادی ساخت و شروع به پراکندن آن...

✨ ﷽✨ 👌 #داستان «شایعه»✨ زنی در مورد همسایه اش شایعات زیادی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط