داستان کوتاه مرد جوانی از مشکلات خود
داستان کوتاه 👌👌مرد جوانی از مشکلات خود
به حکیمی گلایه میکرد و از او
خواست که راهنماییاش کند...
حکیم آدرسی به او داد و گفت
به این مکان که رسیدی
ساکنان آن هیچ مشکلی ندارند
میتوانی از آنها کمک بطلبی
مرد هیجانزده به سمت آدرس رفت
و با تعجب دید آنجا قبرستان است
به راستی تنها مردگانند که مشکل ندارند
مشکل داشتن یعنی زنـده بـودن.
به حکیمی گلایه میکرد و از او
خواست که راهنماییاش کند...
حکیم آدرسی به او داد و گفت
به این مکان که رسیدی
ساکنان آن هیچ مشکلی ندارند
میتوانی از آنها کمک بطلبی
مرد هیجانزده به سمت آدرس رفت
و با تعجب دید آنجا قبرستان است
به راستی تنها مردگانند که مشکل ندارند
مشکل داشتن یعنی زنـده بـودن.
- ۱.۴k
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط