{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دنیا جای عجیبیه ما آدما هم عجیبیم !

دنیا جای عجیبیه ما آدما هم عجیبیم !
همین سه چهار سال پیش نمازم قضا میشد از عذاب وجدان میمردم هر روز دعای فرج دعای توسل زیارت عاشورا و حدیث کسا می‌خوندم دیدن اخبار ۲۰:۳۰ و نفرت ورزیدن به اقصی نقاط دنیا و افتخار کردن به کشورم که یک تنه جلو ی کل جهان ایستاده از تفریحاتم بود نگم که چقدر با حجابم به عنوان سند دختر خوبی بودن حال میکردم
راستش دلیل این حجم از حماقت رو حبس کردن خودم توی خونه به دلیل افسردگی و کمبود اعتماد بنفس و تنگ کردن حلقه ی اطرافیانم به اندازه ی خانواده ی مذهبیم میدونم
(یه جورایی با روحیه ی وحشی حماسیم روی عقده هام سرپوش میذاشتم )
بچه هم بودم دیگه همش دنبال تایید بودم یادمه حتی نمی‌تونستم خودم لباس انتخاب کنم .
اما الان هر روز بدون استثنا پادکست گوش میدم و کتاب میخونم و با آدمای جدید گفتگو میکنم بدون تعصب زندگی های مختلف میبینم و بهشون فکر میکنم و انتخاب میکنم با چه افرادی بیشتر معاشرت داشته باشم
خیلی خیلی میپرسم و از پذیرش ندانستن نمی‌ترسم
نتیجه ی همه ی اینا شده مینای بی پروا مینایی که دیگه بدون فکر و بخاطر تایید گرفتن حرف بقیه رو دیکته نمیکنه
هرچیزی رو زود باور نمیکنه
مینایی که استرسی و تعصبی نیست
مینایی که حالش از دین و سیاست بهم میخوره
واقعا اگر قیامت به شکلی که اینا فکر میکنن وجود داشت و خودشون بهشتی بودن من با کمال میل جهنم رو انتخاب میکردم در این حد نمی‌خوام باهاشون تو هیچ گروهی باشم

″مینایی که آزادی رو ندیده اما تونسته تصور کنه ...″
دیدگاه ها (۲۶)

تظاهر ؟ :))) حتی تظاهر هم نمیکنن :)))ماجرا اینه که چند روز د...

.... کپشن مهم...

کلی کلام واسه پرتاب

وقتی نامه ای از گذشته دوست پسرت پیدا کردی🩷پارت۳(last part)+م...

پارت ۳ ویو ا.ت هنوز سر درد و ضعفی توی بدنم داشتم روی میزم خو...

تو چجور آدمی هستی آسوکا؟!چطور تونستی انقدر خوب دروغ بگی!؟من ...

پارت دوم معرفی کتاب زرد پوست: از همون بعد فارغ‌التحصیلی با ن...

پارت ۳ ویو ا.ت حس میکردم کمی آروم تر شدم نمیدونم اگه جین کنا...

somewhere

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط