پرتقال...👌❤🍀

لیز بود

لب #دریای نگاهت

سُر خوردم

و چه زیبا #غرق می شدم

آرام در #عطش

تو می دانستی

وچه با #هوس

از درخت #شعرهایت

#پرتقال می چیدی

برای من...

و من نیستم !!...📷📸
#عشقولوژی
دیدگاه ها (۲)

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

عاشقانه های شبنم

معاملهp25جونگ‌کوک هنوز سرش روی بازوی تهیونگ بود. چند لحظه به...

رها❤از آن روزی که پناهم شدی تا به امروزدل آرام و استوار بر ا...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

هوا رو به تاریکی می‌رفت و حیاط مدرسه تقریباً خالی شده بود. ت...

وقتی لب تو خنده زد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط