{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت دانایی که: گرگی خیره سر، هست پنهان در نهاد هر بشر!...

گفت دانایی که: گرگی خیره سر، هست پنهان در نهاد هر بشر!...
هر که گرگش را در اندازد به خاک ، رفته رفته می شود انسان پاک
وآن که با گرگش مدارا می کند ، خلق و خوی گرگ پیدا می کند
در جوانی جان گرگت را بگیر! وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیری، گر که باشی هم چو شیر ، ناتوانی در مصاف گرگ پیر
مردمان گر یکدگر را می درند ، گرگ هاشان رهنما و رهبرند...
وآن ستمکاران که با هم محرم اند ، گرگ هاشان آشنایان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غریب ، با که باید گفت این حال عجیب؟
دیدگاه ها (۲)

رضا صادقی

درسهایی که باید از این اشعار گرفت و فهمید و درک کرد...

گفت دانایی که: گرگی خیره سر، هست پنهان در نهاد هر بشر!... ...

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر!...هر ک...

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر!......ه...

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر!...هر ک...

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر!...هر ک...

تا جا داره من تاجر خاطره هام

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر!...هر ک...

گفت دانایی که: گرگی خیره سر، هست پنهان در نهاد هر بشر!... هر...

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر!...هر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط