{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه کنم باغم خویش؟

چه کنم باغم خویش؟
گه گهی بغض دلم میترکد
دل تنگم زعطش میسوزد
شانه ای میخواهم
که گذارم سرخودبررویش
وکنم گریه که شاید کمی آرام شوم
ولی افسوس که نیست
دیدگاه ها (۱)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿چه کنم با غم خویش؟گه گهی بغض دلم میتر...

یااَبَالحَسَنِ یا عَلِیَّ بنَ موُسَی الرِضا یَابنَ رَسوُلِ ا...

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿دلم خون است و کس از حالِ این دل باخبر...

وقتی فکر میکنم تو زمان های سختشون یا حتی خوشی حاشون کنارشون ...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 13ویولت با شنیدن حرف هوسوک چند لحظه ...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط