{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮

Part 13

ویولت با شنیدن حرف هوسوک چند لحظه ساکت ماند.

+: درباره‌ی خانواده‌ی من؟

هوسوک سرش را تکان داد.

- آره. ولی فعلاً چیز خاصی نیست که بخوای نگرانش باشی.

ویولت کمی آرام شد.

+: پس چرا این‌قدر جدی حرف می‌زنی؟

هوسوک شانه‌ای بالا انداخت.

- چون قراره به زودی عضو این خانواده بشی.

ویولت با تعجب نگاهش کرد.

+: خانواده‌ی سلطنتی؟

- بله.

برای اولین بار، لحن هوسوک کمی آرام‌تر بود.

- و زندگی اینجا با چیزی که تا الان داشتی فرق داره.

ویولت لبخند کوچکی زد.

+: خودم می‌دونم. من حتی هنوز نمی‌دونم توی قصر باید چطور رفتار کنم.

هوسوک برای لحظه‌ای به او نگاه کرد.

- لازم نیست خودت رو تغییر بدی.

ویولت با تعجب پرسید:

+: واقعاً؟

- آره.

+: پس می‌تونم همون ویولت قبلی باشم؟

هوسوک مکث کوتاهی کرد.

- بهتره همین باشی.

ویولت لبخند زد.

+: فکر نمی‌کردم یه روز ازت حرفی بشنوم که این‌قدر خوب باشه.

هوسوک ابرویش را بالا برد.

- من همیشه این‌قدر بد نیستم.

ویولت خندید.

+: هنوز مطمئن نیستم.

برای اولین بار، گوشه‌ی لب هوسوک کمی بالا رفت.

خیلی کوتاه...

اما ویولت متوجهش شد.

هر دو چند لحظه ساکت ماندند.

بعد هوسوک گفت:

- فردا باید برای انتخاب لباس عروسی بری.

ویولت با تعجب گفت:

+: لباس عروسی؟

- بله.

+: یعنی از الان؟

- مراسم نزدیکه.

ویولت آهی کشید.

+: خیلی زود داره اتفاق می‌افته.

هوسوک آرام جواب داد:

- می‌دونم.

بعد از کنار ویولت رد شد و به سمت قصر رفت.

ویولت پشت سرش ایستاد و لبخند زد.

شاید هوسوک هنوز سرد بود...

اما شاید آن‌قدرها هم که فکر می‌کرد، غیرقابل‌نزدیک شدن نبود.


#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۲)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط