دوستی می گفت: خیلی سال پیش که دانشجو بودم، بعضی از اساتید
دوستی می گفت: خیلی سال پیش که دانشجو بودم، بعضی از اساتید
عادت به حضور و غیاب داشتند. تعدادی هم برای
محکم کاری دو بار این کار را انجام می دادند، ابتدا و انتهای کلاس، که
مجبور باشی تمام ساعت را سر کلاس بنشینی.
.
.
هم رشته ای داشتم که شیفته یکی از دختران هم دوره اش بود. هر
وقت این خانم سر کلاس حاضر بود، حتی اگر نصف کلاس غایب بودند،
جناب مجنون می گفت: استاد همه حاضرند! و بالعکس، اگر
تنها غایب کلاس این خانم بود و بس، می گفت: استاد امروز همه
غایبند، هیچ کس نیامده!!
.
در اواخر دوران تحصیل، باهم ازدواج کردند و دورادور می شنیدم که
بسیار خوب و خوش هستند. امروز خبردار شدم که آگهی ترحیم
بانو را با این مضمون چاپ کرد است:
.
.
هیـچ کس زنده نیست… همـــه مُـــردند …
عادت به حضور و غیاب داشتند. تعدادی هم برای
محکم کاری دو بار این کار را انجام می دادند، ابتدا و انتهای کلاس، که
مجبور باشی تمام ساعت را سر کلاس بنشینی.
.
.
هم رشته ای داشتم که شیفته یکی از دختران هم دوره اش بود. هر
وقت این خانم سر کلاس حاضر بود، حتی اگر نصف کلاس غایب بودند،
جناب مجنون می گفت: استاد همه حاضرند! و بالعکس، اگر
تنها غایب کلاس این خانم بود و بس، می گفت: استاد امروز همه
غایبند، هیچ کس نیامده!!
.
در اواخر دوران تحصیل، باهم ازدواج کردند و دورادور می شنیدم که
بسیار خوب و خوش هستند. امروز خبردار شدم که آگهی ترحیم
بانو را با این مضمون چاپ کرد است:
.
.
هیـچ کس زنده نیست… همـــه مُـــردند …
- ۳.۸k
- ۲۵ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط