دوستی می گفت:زمانی که که دانشجو بودم،
دوستی می گفت:زمانی که که دانشجو بودم،
بعضی از اساتید عادت به حضور و غیاب داشتند.
تعدادی هم برای محکم کاری دو بار این کار را انجام می دادند...
ابتدا و انتهای کلاس، که مجبور باشی تمام ساعت را سر کلاس بنشینی...
هم رشته ای داشتم که شیفته یکی از دختران هم دوره اش بود...
هر وقت این خانم سر کلاس حاضر بود، جناب مجنون می گفت: استاد همه حاضرند!
و بالعکس، اگر تنها غایب کلاس این خانم بود ،می گفت:استاد امروز همه غایبند،هیچ کس نیامده!
در اواخر دوران تحصیل، باهم ازدواج کردند و دورادور می شنیدم که بسیار خوب و خوش هستند.
امروز خبردار شدم که آگهی ترحیم بانو را با این مضمون چاپ کرد است:
هیـچ کس زنده نیست… ''همه مُردند''
بعضی از اساتید عادت به حضور و غیاب داشتند.
تعدادی هم برای محکم کاری دو بار این کار را انجام می دادند...
ابتدا و انتهای کلاس، که مجبور باشی تمام ساعت را سر کلاس بنشینی...
هم رشته ای داشتم که شیفته یکی از دختران هم دوره اش بود...
هر وقت این خانم سر کلاس حاضر بود، جناب مجنون می گفت: استاد همه حاضرند!
و بالعکس، اگر تنها غایب کلاس این خانم بود ،می گفت:استاد امروز همه غایبند،هیچ کس نیامده!
در اواخر دوران تحصیل، باهم ازدواج کردند و دورادور می شنیدم که بسیار خوب و خوش هستند.
امروز خبردار شدم که آگهی ترحیم بانو را با این مضمون چاپ کرد است:
هیـچ کس زنده نیست… ''همه مُردند''
- ۲.۲k
- ۱۳ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط