دیره ولی...پنجشنبه تولد محدثه عزیزم بوده انگاری...اولین ا

دیره ولی...پنجشنبه تولد محدثه عزیزم بوده انگاری...اولین الفی که تو ویس شناختم...فک میکنم زیاد رابطم باهاش خوب نیس...ولی...به اندازه اولین باری که از وجودش خوشحال بودم عاشقشم...اون یه دختر آروم و ساکته شاید که خیلی حرفا واسه گفتن داره...چوکاهه...برات آرزو میکنم بتونی یه روزی سوجو رو ببینی ...چیزی که هممون میخوایم...سالم و شاد بمون...آبجی عزیزم...
دیدگاه ها (۴)

#پست-تقدیمیツمیخوام آخرین پستمو تقدیم کنم به عزیزانم...دوستان...

p:⁸اریکا:نه من نمیخوام من دیگه دوست ندارم تهیونگ تو و یه موج...

شب عقدهمه خوشحالن ولی من هنوزم گریه میکنم...فردا مراسم کوچیک...

p28

(رازي به نام‌عاشق و‌عشقش )پارت پنجم 🦊=خب دوست داری اول دربار...

بعد از کلی گریه ، بعد از کلی بی قراری از توی تخت بلند شدی .ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط