سناریو BTS

وقتی بخاطر خانوادتون مجبور میشید جدا شید و بعد چندسال دوباره همو میبینید




جین :از شوق اشکاش میریزه ولی بلافاصله پاکشون میکنه میپره بغلت



نامجون: اولش خشکش میزنه ولی بعدش یه لبخند عمیق از اون چال دارهای کیوتش میزنه و بغلت میکنه




جیهوپ: خیلی از دیدنت بعد از این همه مدت ذوق میکنه و
بلافاصله میپره بغلت و میگه جیهوپ سانشاینم خیلی دل تنگت
ات: منم همینطور


شوگا :بعد از این همه مدت روبرو شدن باهات براش سخته ولی نمیتونه دلتنگیش رو ابراز نکنه پس میاد پیشت و میگه
شوگا: از اونموقع تا حالا خوشگلتر شدی
ات :دلم برات تنگ شده بود گریه می‌کنه
شوگا: منم همینطور
بعد همو بغل میکنین


تهیونگ: بعد از دیدنت کلی تعجب میکنه و بعدش گریش میگیره و بغلشو برات باز میکنه



جیمین :خیلی از دیدنت ذوق میکنه و میخنده و همزمان اشکاش میریزه و میاد بغلت و میگه
جیمین: دلت برای موچیت تنگ نشده بود؟
ات: خیلی زیاد دلم تنگ شده بود



جونگکوک:(اولش براش سخته که بیاد پیشت ولی ولی یه لبخند میزنه و اشکاشو پاک میکنه که تو میپری بغلش)
دیدگاه ها (۰)

سناریو درخواستیوقتی شوگا رو از عمد میبوسی(عضو هشتم)نامجون=او...

Mikey

خب خب....دوستان یکی توی کامنت ها خواست از ایزانا بزارم منم گ...

[ چندپارتی تهیونگ] [ پارت پنجم]ات با صدایی لرزون و گرفته گفت...

۱۰ همه چیزا باید خوشمزه باشه ....اگر بدمزه باشه ...یا زیر ای...

سناریو ناروتو

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆میتسویا ☆‌_ایشون خیلی آر...

DESTINY#برگ_۱ویو ات بعد از دوسال بازگشت به سئول و کشور خودم ...

سناریو بلولاک وقتی  مو های بلندمونو کوتاه میکنیم چه ریکشنی د...

پارت سوم《دلم برات تنگ شده مامانی》《Custom kiss》              ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط