#سناریو
#سناریو
موقعیت👑: وقتی یه پسر بهمون میگه یه شبو با هم داشته باشیم
♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇
بنگ چان🐺
داشتین با بنگ چان توی خیابون قدم میزدین یه خری اومد بهت اینو گفت چان انقدری عصبی شده بود که تاحالا اینجوری ندیده بودیش
بنگ چان: چه زری زدی؟[ و انقدر یارو رو زد که خودش معذرت خواهی کرد]
♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇
لینو🐰
داشتین با لینو توی خیابون قدم میزدین و بستنی میمیخوردین یه پسره اومد بهت اینو گفت و لینو از عصبانیت قرمز شد
و رفت اون یارو رو تا حد مرگ زدش
♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇
چانگبین🐷🐰
[ پسره تو و چانگبین و باهم دید میخواست بیاد نزدیک ولی بازوهای چانگبین رو دید اصن رید تو خودش ازاونجا دور شد]
♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇
هیونجین🥟
داشتی با هیونجین لب ساحل قدم میزدین یه پسره اومد اینو گفت هیونم نذاشت جملش تموم شه گرفت مثه چی زدش بزورجداش کردی از اون پسره
هیونجین:تو چرا طرف اونو میگیری اصن چرا انقدرخوشگلی چرا لباست اینجوری حالا تو خونه دارم برات
❣️: واااا به من چه اصن میدونی منطق چیه؟
♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇
هان🐿
داشتی با هان تو یه پارک قدم میزدین یهو یه الاغی اومد و بهت اینو گفت
هان: هوووو مرتیکه ی ......[ فحش های زیاد وبد] مگه کوری حلقرو تو دستش نمیبینی
پسره:حالا مگه چیه یه شبه دی...
هانم رفت یه مشت زد تو صورت پسره دندونش شکست نتونست دیگه زر بزنه گم شد رفت
♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇
فیلیکس🐥
با فیلیکس قدم میزدین یه خری اومد و اینو بهت گفت
فیلیکسم بچه غیرتی شد رفت و زدش بزورجداش کردی
❣️: خب جوجه ی غیرتی اگه الان بره شکایت کنه میخوای چیکارکنی؟
پسره:نه...اب...جی بخدا...هیچی نمیگم....فقط ولم کنید[ بزور]
فیلیکس:خب دیگه مشکل حل شد بریم
♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇
سونگمین🐶
داشتین با سونگمین قدم میزدین و خوراکی میخوردین
یه آدم خری اومد و این حرفو بهت زد
❣️: هی یرو گمشو من شوهر دارم
پسره: یه شبه
سونگمین بدون اینکه حرفی بزنه رفت و یه مشت خوابوند تو صورتش
❣️: سونگمین بیخیالش یارو فک کنم داره بیهوش میشه
سونگمین: کمشه بازم میزنمش
❣️بزورجلوشو گرفت و از اونجا رفتن یا روهم همونطوری اونجا بیهوش موند
♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇
جونگین🦊
[ نذاشت جمله از دهنش کامل بیاد بیرون گرفت مثه چی زدش و الانم دارید دیه ی طرفو میدید]
بچه نون غیرتی🤓
♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇
موقعیت👑: وقتی یه پسر بهمون میگه یه شبو با هم داشته باشیم
♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇
بنگ چان🐺
داشتین با بنگ چان توی خیابون قدم میزدین یه خری اومد بهت اینو گفت چان انقدری عصبی شده بود که تاحالا اینجوری ندیده بودیش
بنگ چان: چه زری زدی؟[ و انقدر یارو رو زد که خودش معذرت خواهی کرد]
♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇
لینو🐰
داشتین با لینو توی خیابون قدم میزدین و بستنی میمیخوردین یه پسره اومد بهت اینو گفت و لینو از عصبانیت قرمز شد
و رفت اون یارو رو تا حد مرگ زدش
♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇
چانگبین🐷🐰
[ پسره تو و چانگبین و باهم دید میخواست بیاد نزدیک ولی بازوهای چانگبین رو دید اصن رید تو خودش ازاونجا دور شد]
♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇
هیونجین🥟
داشتی با هیونجین لب ساحل قدم میزدین یه پسره اومد اینو گفت هیونم نذاشت جملش تموم شه گرفت مثه چی زدش بزورجداش کردی از اون پسره
هیونجین:تو چرا طرف اونو میگیری اصن چرا انقدرخوشگلی چرا لباست اینجوری حالا تو خونه دارم برات
❣️: واااا به من چه اصن میدونی منطق چیه؟
♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇
هان🐿
داشتی با هان تو یه پارک قدم میزدین یهو یه الاغی اومد و بهت اینو گفت
هان: هوووو مرتیکه ی ......[ فحش های زیاد وبد] مگه کوری حلقرو تو دستش نمیبینی
پسره:حالا مگه چیه یه شبه دی...
هانم رفت یه مشت زد تو صورت پسره دندونش شکست نتونست دیگه زر بزنه گم شد رفت
♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇
فیلیکس🐥
با فیلیکس قدم میزدین یه خری اومد و اینو بهت گفت
فیلیکسم بچه غیرتی شد رفت و زدش بزورجداش کردی
❣️: خب جوجه ی غیرتی اگه الان بره شکایت کنه میخوای چیکارکنی؟
پسره:نه...اب...جی بخدا...هیچی نمیگم....فقط ولم کنید[ بزور]
فیلیکس:خب دیگه مشکل حل شد بریم
♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇
سونگمین🐶
داشتین با سونگمین قدم میزدین و خوراکی میخوردین
یه آدم خری اومد و این حرفو بهت زد
❣️: هی یرو گمشو من شوهر دارم
پسره: یه شبه
سونگمین بدون اینکه حرفی بزنه رفت و یه مشت خوابوند تو صورتش
❣️: سونگمین بیخیالش یارو فک کنم داره بیهوش میشه
سونگمین: کمشه بازم میزنمش
❣️بزورجلوشو گرفت و از اونجا رفتن یا روهم همونطوری اونجا بیهوش موند
♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇
جونگین🦊
[ نذاشت جمله از دهنش کامل بیاد بیرون گرفت مثه چی زدش و الانم دارید دیه ی طرفو میدید]
بچه نون غیرتی🤓
♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇♧◇
- ۳۳۵
- ۱۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط