پارت دو

هر روز می‌گذشت و دوستی خرس های ما قوی تر میشد
چند روز گذشت و امتحانات نهایی شروع شد یونا و هان استرسشون کم بود اما لینو
به حدی بود که نمیتونست بخوابه
... قبل ورود لینو به سر جلسه امتحان. ..
ل: اگه نشد چییی؟
-لینو شی تو میتونی
ج:تو تمام تلاشت رو کردی
-و اگه قبول شدی یا نشدی
ج:که ما مطمئنیم میشی بازم
-تا ابد دوست ما میمونی
ل:ممنونم که پیشم هستین
و دستاشو باز کرد شما دوتا هم رفتین بغلش
ج: تو میتونی
-موفق باشی
لینو لبخند خرگوشی معروفش رو زد و رفت سر جلسه
بعد حدوداً چهل پنج دقیقه اومد بیرون
خیس عرق بود دستاش یخ بود
انگار سرش داشت گیج میرفت که یهو افتاد بغلت
-ل..لینو!!!
ج: لینو چت شد یهو!
ل: من حالم خوب نیست*با صدای بی حال*
-جیسونگی کمک کن بلند شه
لینو بزور راه میرفت تو کیفش رو گرفتی جیسونگ هم کولش کرد بردینش خونه خودشون
لینو زرد شده بود عرق سرد می‌کرد حال حرف زدن و یا راه رفتن نداشت
که یهو بالا آورد تو سطل آشغالی که کنار تختش بود
جیسونگ رفت آشغالا رو بندازه (همون چیزی که لینو بالا آورده)
تو هم یه حوله رو خیس کردی و صورت لینو رو تمیز کردی و کمک کردی لباسش رو عوض کنه جیسونگ رو صدا زدی تا کمک کنه لینو شلوارش رو هم عوض کنه
و تو رفتی بیرون و شروع کردی به آشپزی
جیسونگ هم زنگ زد به پدرش که دکتر بود پدرش نسبت علائم لینو گفت لینو مسمومیت غذایی گرفته بهتره براش سوپ درست کنین
شما هم شروع کردین به سوپ درست کردن
... یک ساعت بعد...
سوپ رو ریختی تو یه کاسه تا ببری برای لینو
جیسونگ هم رفت از خونشون برای خودش و از خونه شما برای تو لباس بیاره
مامان بابای لینو سفر کاری بودن و چون حال لینو بد بود شما دوتا موندین پیشش در اتاق رو زدی و وارد شدی کمک کردی لینو بشینه
یواش یواش با قاشق سوپ رو دادی بخوره
.. بعد خوردن سوپ...
لینو اونقدر بی حال بود که نمیتونست زیاد حرف بزنه
کمک کردی دراز بکشه تا بخوابه که دستت رو کشید و با صدایی که به زور شنیده می‌شد گفت
ل: برام لالایی بگو
لبخندی زدی و‌ سر لینو رو نوازش کردی
دیدگاه ها (۶)

وقتی میخواد بره سربازی part 1

استی: معلومه که تو مردی هستی که برای صبحانه سوپ دنده‌ی گاو ر...

وقتی حواست نیست یهو میری تو اتاق میبینی لخ*ت مادرزادن😂بنگچان...

سناریو هانما پارت۱

ماموریت نهایی اسفندیار برای بدست آوردن تاج پادشاهی!

سناریو جونگکوک

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:4دقیقا زمانی که ...

تکپارتیموضوع:(وقتی دارین سریال میبینین باهم و تو یکدفعه میگی...

how much i love you so...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط