{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میـان دفتـر شعـرم،

میـان دفتـر شعـرم،

مـرا گـم ڪردے و رفتـی 

نوشتـم بـی تـو مـی میـرم،

تبسـم ڪردے و رفتـی 

نوشتـم بـی تـو غمگینـم،

نوشتـم بـی تـو افسـرده

مـرا با ایـن صفتهـا هـم

تجسـم ڪردے و رفتـی

نوشتـم بعـد تـو شبهـا،

دل مـن مانـد و غمهـا 

تـو با غمهاے ایـن شبهـا،

تفاهـم ڪردے و رفتـی...
دیدگاه ها (۲)

دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کنددیگر گرمای دستی دلم را ...

می خندم!دیگر تب هم ندارمداغ هم نیستمدیگر به یاد تو هم نیستمس...

گـاهـی اوقـات . . .هـمـه چـیـز دسـت بـه دسـتِ هـم مـیـدنتـا ...

پنجره ها را ببند !پرنده ات که رفته باشدکَرکَس های زیادی دورِ...

My best friend

شده دلتنگ شوی و هیچ چاره‌ای نداشته باشی جز اشک... من هر شب، ...

به یاد سید یزدان موسوی جوانی که به خاطرهها پیوست

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

آن پیچکهای یاغی

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط