خب سلام
خب سلام
راجب این دراما ای که اتفاق افتاده بود
اومدم یه چیزایی بگم
(خاک تو سرت بهار بحث ها تموم شد بعد اومدی؟)
خلاصه که
اومدم بگم اینکه کابونشینا آرت هاش(نمیدونم همه اش یا بیشترش) تریس بود درسته. مدرک های کافی هم پیدا شده. خودش هم قبول کرده. خواستم بگم کارش درست نبود. و خوبه که فهمید. خوشحالم که خودش هم فهمید🙃...
از اون طرف قضیه سانی...
خب سانی اشتباه کرد.
اون خودش هم انتظار نداشت
ولی کارش هم درست نبود.
حالا با اینا کاری ندارم
آکاری و سانی آشتی کردن کوکول هم سانی رو بخشیده.
همین مهمه.
خواستم بگم...
میشه یه فرصت دوباره بهش بدیم؟...
خب هرکسی میتونه اشتباه کنه.
هرکسی ممکنه اشتباه کنه. مگه نه؟...
میشه فقط یه فرصت دیگه بهش بدیم؟
راستش من داشتم فکر میکردم که یهو به ذهنم خورد،
"اگه یه وقت خود من اشتباهی از یه نفر دفاع میکردم، بعد میفهمیدم اون یه نفر واقعا اشتباه کرده، واقعا دلم یه فرصت برای جبران میخواست. درسته؟..."
(توجه: درمورد حرف سانی نمیگم. سانی فهمید حرفش بد بود و قبولش کرد ما هم بخشیدیمش)
حالا بیاید یه فرصت دیگه برای جبران بهش بدیم.
باشه؟...
لطفا...
لطفا...
لطفا...
نمیخوام باعث بشم یه دراما دیگه درست بشه
(آخه بهارِ عقل کل. تو چقدر ارزش داری که بخاطرت دراما درست بشه؟)
خلاصه کل حرفم همین بود.
لطفا تو کامنتا فوش ندین.
اگه باهام موافقید هم...
نمیدونم...
پست رو اد استوری کنید.
یا تو کامنتا بهم بگید.
همین...
بای...
(پستی برای ساکت نماندن. برای آنکه دردی که در قلبم منشا گرفته را تسکین دهم...)
راجب این دراما ای که اتفاق افتاده بود
اومدم یه چیزایی بگم
(خاک تو سرت بهار بحث ها تموم شد بعد اومدی؟)
خلاصه که
اومدم بگم اینکه کابونشینا آرت هاش(نمیدونم همه اش یا بیشترش) تریس بود درسته. مدرک های کافی هم پیدا شده. خودش هم قبول کرده. خواستم بگم کارش درست نبود. و خوبه که فهمید. خوشحالم که خودش هم فهمید🙃...
از اون طرف قضیه سانی...
خب سانی اشتباه کرد.
اون خودش هم انتظار نداشت
ولی کارش هم درست نبود.
حالا با اینا کاری ندارم
آکاری و سانی آشتی کردن کوکول هم سانی رو بخشیده.
همین مهمه.
خواستم بگم...
میشه یه فرصت دوباره بهش بدیم؟...
خب هرکسی میتونه اشتباه کنه.
هرکسی ممکنه اشتباه کنه. مگه نه؟...
میشه فقط یه فرصت دیگه بهش بدیم؟
راستش من داشتم فکر میکردم که یهو به ذهنم خورد،
"اگه یه وقت خود من اشتباهی از یه نفر دفاع میکردم، بعد میفهمیدم اون یه نفر واقعا اشتباه کرده، واقعا دلم یه فرصت برای جبران میخواست. درسته؟..."
(توجه: درمورد حرف سانی نمیگم. سانی فهمید حرفش بد بود و قبولش کرد ما هم بخشیدیمش)
حالا بیاید یه فرصت دیگه برای جبران بهش بدیم.
باشه؟...
لطفا...
لطفا...
لطفا...
نمیخوام باعث بشم یه دراما دیگه درست بشه
(آخه بهارِ عقل کل. تو چقدر ارزش داری که بخاطرت دراما درست بشه؟)
خلاصه کل حرفم همین بود.
لطفا تو کامنتا فوش ندین.
اگه باهام موافقید هم...
نمیدونم...
پست رو اد استوری کنید.
یا تو کامنتا بهم بگید.
همین...
بای...
(پستی برای ساکت نماندن. برای آنکه دردی که در قلبم منشا گرفته را تسکین دهم...)
- ۲۷۸
- ۰۷ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط