{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘱𝘢𝘳𝘵:87

بعد از چند ثانیه ازم جدا شد و پیشونیش رو روی پیشونیم گذاشت....
-تنهام نذار سوجین‌‌.....
-التماست میکنم سوجین، ترکم نکن.....
-میخوام جبران کنم، فقط بهم یه فرصت بده...
چیزی نگفتم‌....
میتونستم ببخشمش؟
ولی‌...با بچم چیکار میکنم؟
-لطفا سوجین....لطفا بذار جبرانش کنم....بذار درستش کنم....
اگه قبول نمیکردم....
بچم چی میشد؟؟
سارانگ چی میشد؟؟
شاید باید بهش فرصت میدادم....
شاید باید بهش فرصت میدادم جبران کنه....
+خیله خب....
چشماش گرد شد....
انگار که دنبال تأییدی برای حرفم بود....
-چ...چی؟ چ...چی گفتی؟
+باشه....یه فرصت دیگه داری...
-و...واقعا داری میگی؟؟
+اره...
-ناامیدت نمیکنم.....
محکم من رو در اغوشش کشید...
دیدگاه ها (۰)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

Part 13

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.13دکتر:به احتمال 99/9درصد...دیگه ب...

سناریو مایکی پارت اخر

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁰پیش‌ از آنکه‌ دانه‌ای‌ جوانه‌ بزند و‌ به‌ نور...

#pain#P¹⁰⁵#Season²+ چی؟؟؟ از کی تا حالا؟ پاشو بریم دکتر... م...

خیانت ته ته پارت ۱ درخواستی

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط