{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم 

بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم 

گر چه میدانم که عمری در غریبی زیستم

مثل رودی بستر این خاک را طی کرده ام

تا بفهمم عاقبت در جستجوی چیستم

در عبور از لحظه ها بر روی پای اشتیاق

لب شکست از خشکی

اما همچنان می ایستم 

روزگار بقیه عمر سبزم را ربود 

گر چه اینجا هستم اما در حقیقت نیستم

ای فریماه شب تار یاریم کن

تا بدانم سایه گمگشته ای از کیستم
دیدگاه ها (۱)

دیر گاهی است که چون من همه رارنگ خاموشی در طرح لب استجنبشی ن...

خانه‌ام ابری استیکسره روی زمین ابری ست با آن. از فراز گردنه ...

ناودانها شر شر باران بی صبری استآسمان بی حوصله ، حجم هوا ابر...

بوی غربت میدهم اما غریبه نیستمگرچه میدانم که عمری در غریبی ز...

بوی غربت میدهم اما غریبه نیستمگرچه میدانم که عمری در غریبی ز...

بوی غربت میدهم اما غریبه نیستمگرچه میدانم که عمری در غریبی ز...

💔 بوی غربت میدهم اما غریبه💔 نیستم💔 گرچه میدانم که عمری در غر...

بوی غربت می دهم اما غریبه نیستم گر چه می دانم که عمری در غری...

بوی غربت می‌دهم اما غریبه نیستمگر چه می‌دانم کـه عمری در غری...

بوے غربت مے دهم اماغریبه نیستمگر چه مے دانم ڪهعمرے در غریبے ...

بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم گرچه میدانم که عمری در غریبی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط