{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبتان خوش دلتان شاد .............

شبتان خوش دلتان شاد .............
شب به گلستان تنها منتظرت بودم بادة ناکامی در هجر تو پیمودم
منتظرت بودم ، منتظرت بودم
....................
آن شب جان‌فرسا من بی‌تو نیاسودم وه که شدم پیر از غم آن شب و فرسودم
منتظرت بودم ، منتظرت بودم
....................
بودم همه شب دیده به ره تا به سحرگاه ناگه چو پری خنده زنان آمدی از راه
غمها به سرآمد ، زنگ غم دوران ، از دل بزدودم
منتظرت بودم ، منتظرت بودم
....................
پیش گلها ، شاد و شیدا ، می‌خرامید آن قامت موزونت
....................
فتنة دوران دیدة تو ، از دل و جان ، من شده مفتونت
....................
درآن عشق و جنون ، مفتون تو بودم اکنون از دل من ، بشنو تو سرودم
منتظرت بودم ، منتظرت بودم
منتظرت بودم ، منتظرت بودم
دیدگاه ها (۴)

به نام آن‌که در خون، جاودان شدبه خاکِ خستهٔ ایران، نشسته گرد...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 192♡⁠。⁠)⁩خيلي و...

منتظرت بودم

شب به گلستان تنهامنتظرت بودمباده ناکامی در هجر تو پیمودممنتظ...

شب به گلستان تنهامنتظرت بودمباده ناکامی در هجر تو پیمودممنتظ...

شب به گلستان تنها منتظرت بودمباده نا کامی در هجر تو پیمودممن...

شب به گلستان تنها منتظرت بودمباده نا کامی در هجر تو پیمودممن...

شب به گلستان تنها منتظرت بودمباده نا کامی در هجر تو پیمودممن...

شب به گلستان تنها منتظرت بودم باده نا کامی در هجر تو پیمودم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط