{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی وقت ها دلم خیلی تنگ می شود ...

گاهی وقت ها دلم خیلی تنگ می شود ...
دلم تنگ روزهایی می شود که ساده بود و ساده گذشت ...
مثل روزهایی که مادربزرگ سلامت بود و بساط چای قند پهلویش برپا!
مثل روزهایی که پدربزرگ پاهایش درد نمی کرد و صبح یک روزتعطیل هوای خانه مان پر میشد از دود اسپند و صلوات...
به راستی که...
یادش بخیر، به بهانه ی خانه تکانی همه دور هم جمع میشدیم...
یادش بخیر ، به بهانه ی خانه تکانی یک دل سیر میخندیدیم ...
یادش بخیر ، به بهانه ی خانه تکانی دلهایمان نیز از کینه و کدورت پاک میشد ...
این روزها عجیب دلتنگ شده ام ... برای آن فرشی که وسط حیاط خانه مادربزرگ پهن میکردیم ویک کاسه در دست میگرفتم و به بهانه ی شستن فرش دوزانو بر روی فرش خیس شده و پراز کف مینشستم و در جهت خواب فرش کاسه را هل میدادم...
ویادش بخیر آب بازی آخر فرش شستن با بچه ها و بزرگترها 
حتی یادش بخیر فریاد های مادر ... سرما میخوری بچه... من برات لباس نیاوردم!
وقتی ماشین قالی شویی از جلوی خانه مان رد میشود اصلا چقدر دلم می خواهد دوباره سرما بخورم! اما فرش ها را خودمان در کنار فامیل هایمان با یک دنیا شادی بشوریم... لااقل فرش های مادربزرگ را !
وقتی که دیگر بجای جمع شدن ها در کنار یکدیگر برای خانه تکانی خانه ی مادربزرگ سراغ کارگر می روند نمیدانم آن نگاه غمگین مادربزرگ را کدام کارگر می تواند بتکاند ... آن دل خسته ی پدربزرگ را چه کسی می تواند گردگیری کند !
دلم تنگ شده است ،اندکی برای تمام مادربزرگ ها و پدربزرگ هایی که دیگر در کنار ما نیستند 
و بیشتر برای آن ها که هستند اما دلشان از غم دوری نالان است.
بگذار بهتر بگویم دلم یک شادی تکانی می خواهد.
دیدگاه ها (۳)

می نویسمـ دوستتــ دارمـبخوان دلمـ برایتــ تنگــ شدهمی نویسم ...

پارت ۹: خانه‌یِ خالیدیگر خانه‌یِ پدربزرگ، خانه‌یِ تهیونگ نبو...

💙🧵🩵🪡شاید اینجا همان جاییست که باید بارها برایش می‌مردیمهمان ...

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

فیک : بین راندها

عاشقانه های شبنم برا عزیزانم

https://wisgoon.com/kookjkoooمن اولین و آخرین خریدار اداتمام...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط