آغاز راهم چون به عشق تو رقم خورد 

آغاز راهم چون به عشق تو رقم خورد 
با من بمان تا انتها مرا رها مکن
در این سیاهی ای خدا مرا رها مکن 
ای آشنا بی آشنا مرا رها مکن

با این هوا عمری نفس کشیدم ای خدا
میمیرم اینجا بی هوا مرا رها مکن
چو کشتی شکسته ای که غرق می شود
به حال خویش ناخدا مرا رها مکن

چو رود جاری ام مگر تو مقصدم شوی
به دشت های ناکجا مرا رها مکن
مرا رها مکن چو برگ زرد کوچکی
به زیر پای بادها مرا رها مکن

مگیر مهر خویش را ز باغ ، باغبان
خدای من در این هوا مرا رها مکن
اگر چه عاشق کسی به غیر تو شدم
ولی به جرم این خطا مرا رها مکن
دیدگاه ها (۲)

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

چگونه بال زنم تا به ناکجا که تویی؟ بلند می پرم اما، نه آن هو...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

ای خسته از جماعتِ غرقِ ریا حسینای دل بُریده از همه ی رنگ ها ...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

السلام علیک یا شریک القرآن ع

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط