{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختری از کوچه باغی میگذشت

دختری از کوچه باغی میگذشت
یک پسر در راه ناگه سبز گشت
در پی اش افتاد و گفتا او سلام
بعد از ان دیگر نگفت او یک کلام
دختر اما ناگهان و بی درنگ
سوی او برگشت مانند پلنگ
گفت با او بچه پروی خفن
می دهی زحمت به بانویی چو من؟
من که نامم هست آزیتای صدر
من که زیبایم مثال ماه بدر
من که در نبش خیابان بهار
میکنم در شرکت رایانه کار
دختری چون من که خیلی خانمه
بیشت و شش ساله _مجرد_دیپلمه
دختری که خانه اش در شهرک است
کوی پنجم_نبش کوچه_نمره شصت
در چه مورد با تو گردد هم کلام
با تو من حرفی ندارم والسلام!!!
دیدگاه ها (۵)

شنیدم که لیلی سیه‌فام بودز چاقی حسابی بداندام بود دو ماهی کِ...

.

ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رودوآن دل که با خود داشتم ب...

ﻣﺎ ﺁﺩﻣﺎ ؛ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺍﻭﻧﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ ، ﺣﻮﺻﻠﻪ ﯼ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﻧﺪ...

دختری از کوچه باغی میگذشت یک پسر در راه ناگه سبز گشت در پی ...

دختری از کوچه باغی میگذشت یک پسر در راه ناگه سبز گشت در پی ...

دختری از کوچه باغی میگذشتیک پسر در راه ناگه سبز گشتدر پی اش ...

دختری از کوچه باغی میگذشت یک پسر در راه ناگه سبز گشت در پی...

دختری از کوچه باغی میگذشت یک پسر در راه ناگه سبز گشت در پی ...

دختری از کوچه باغی میگذشت یک پسر در راه ناگه سبز گشت در پی ...

بخون جالبهدختری از کوچه باغی میگذشت یک پسر در راه ناگه سبز گ...

دختری از کوچه باغی میگذشتیک پسر در راه ناگه سبز گشتدر پی اش ...

‌ دختری از کوچه باغی میگذشت یک پسر در راه ناگه سبز گشت در پ...

دختری از کوچه باغی میگذشت یک پسر در راه ناگه سبز گشت در پی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط