افسوس که ایام جوانی بگذشت

افسوس که ایام جوانی بگذشت

هنگام نشاط و شادمانی بگذشت

تا چشم گشودیم در این باغ، چو گل

هفتاد و دو سال زندگانی بگذشت
دیدگاه ها (۹)

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

بوستان قیطریه در گذشته باغی متعلق به خواهر تنی #ناصرالدین‌شا...

تقدیم به زندگیم:ای نوگل باغ زندگانیای برتر و بهتر از جوانیای...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد ⤵️منم بنده...

خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیاباده گردان چیست آخر داردارت س...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

جنگل نفرین شده پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط