{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارش

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارش
به کام دل همی نوشد، میِ لعلِ شکربارش

دلی دارم، مسلمانان! چو زلف یار، سودایی
همه در بند آن باشد که گردد گِردِ رخسارش

چه خوش باشد دل آن لحظ که در باغ جمال او
گهی گل چیند از رویش، گهی شِکر ز گفتارش

گهی در پای او غلتان چو زلف بی‌قرار او
گه‌از خال لبش سرمست همچون چشم خونخوارش

از آن خوش‌تر تماشایی تواند بود در عالم
که بیند دیدهٔ عاشق به خلوت روی دلدارش؟

چنان سرمست شد جانم، ز جام عشق جانانم
که تا روز قیامت هم نخواهی یافت هشیارش

بهار و باغ و گلزارِ عراقی روی جانان است
ز صد خلد برین خوش‌تر بهار و باغ و گلزارش


✍️ شاعر:شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به #عراقی

#یا_صاحب_الزمان_ادرکنی


؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت #شعر_آیینی
دیدگاه ها (۰)

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط