{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر طنز ای پسته خندان

شعر طنز ای پسته خندان
ای پسته خندان چرا خون در دل ما می‌کنی

با قیمت سر به فلک، هر روز غوغا می‌کنی

لبهای تو خندان ولی چشم همه گریان ز تو

آخر چرا با هم‌وطن اینگونه بد تا می‌کنی

از بهر صادر کردنت قیمت نباشد اینچنین

«با دوست هم رحمی چو با دشمن مدارا می‌کنی»

پنهان ز انظاری ولی در ماه آخر ناگهان

با قیمت بالاتری خود را هویدا می‌کنی

معقول اگر کردی بها، این را بدان ای‌ بی‌وفا

در بین ما بار دگر جای خودت وا می‌کنی

واجب نگشته خوردنش چون نان شب، ای جان من

یاللعجب از بهره چه آن را تمنا می‌کنی؟

آری نخر، تا پس زند بازار این گردنکشی

با اتحاد و یکدلی ره را تو پیدا می‌کنی
دیدگاه ها (۲)

لیلی و مجنون اینتر نتی اخرین شعر امروز گله میکرد ز مجنون لی...

پسته خندان

funny poetry husband شعر طنز شوهر خدا خیرت دهد « مستر زاکر...

نوچ نوچ

ای پسته خندان چرا خون در دل ما می‌کنیبا قیمت سر به فلک، هر ر...

ای غنچه خندان چرا خون در دل ما می‌کنی🌹🌱 خاری به خود می‌بندی ...

دو چشم شوخ و شهلا را، هویدا می کنی هر شب دل شوریده ما را، تو...

دو چشم شوخ و شهلا را، هویدا می کنی هر شبدل شوریده ما را، تو ...

تو حاشا می کنی هر شب...دو چشم شوخ و شهلا را، هویدا می کنی هر...

تو حاشا می کنی هر شب...دو چشم شوخ و شهلا را، هویدا می کنی هر...

ای غنچه خندان چرا خون در دل ما می‌کنیخاری به خود می‌بندی و م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط