قطره قطره اگر چه آب شدیم ابر بودیم و آفتاب شدیم

قطره قطره اگر چه آب شدیم ابر بودیم و آفتاب شدیم

 ساخت ما را همان که می پنداشت

 به یکی جرعه اش خراب شدیم

 رنگ سال گذشته دارد همه ی لحظه های امسالم

 365 حسرت را همچنان می کشم به دنبالم

 قهوه ات را بنوش و باور کن من به فنجان تو نمی گنجم

 دیده ام در جهان نما چشمی که به تکرار می کشد فالم

 یک نفر از غبار می آید مژده ی تازه ی تو تکراری ست

 یک نفر از غبار آمد و زد زخم های همیشه بر بالم

 باز در جمع تازه ی اضداد حال و روزی نگفتنی دارم

 هم نمی دانم از چه می خندم ,هم نمی دانم از چه می نالم

 


# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

رنگــ سال گذشته را دارد همه‌ی لحظه‌های امسالمـسیصد و شصت و پ...

مژده تازه تو تکراری است

رنگ سال گذشته را دارد، همه ی لحظه های امسالمسیصد و شصت و پنج...

قهوه‌ات را بنوش و باور کن من به فنجان تو نمی‌گنجمدیده‌ام در ...

قهوه‌ات را بنوش و باور کنمن به فنجان تو نمی گنجمدیده ام در ج...

قطره قطره اگر چ اب شدیمابر بودیم و افتاب شدیمساخت مارا همنکه...

'دل تنگم امشب بی تو احوالم مساعد نیست'می نالم از بختم که اقب...

شبیه جرعه‌ای از قهوه‌ی یخ‌کرده می‌مانیکه بعد از سال‌ها ماسید...

شبیه جرعه‌ای از قهوه‌ی یخ‌کرده می‌مانیکه بعد از سال‌ها ماسید...

چشات تنهاقهوه ای بودکه به کامم تلخ شد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط