{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخیالم بوسه می گیرم , ز لبهایی ک نیست

درخیالم بوسه می گیرم , ز لبهایی ک نیست
هی تجسم میکنم, ان نقش زیبایی ک نیست

تا فراسوی افق , تا ساحل عشق و امید
میدهم امشب دلم رادست رویایی ک نیست

دل ب امواج , خروشان نگاهت می زنم
با تو هرشب میروم همراه دریایی ک نیست

پا ب کویت می گذارم تا ب گیرم دل ز تو
پر ز عشقت میکنم دل را ز لیلایی ک نیست

همچو مجنون میشوم افسانه ی هر عاشقی
درپی عشقت گذارم پاب هرجایی ک نیست

منتظر تا لحظه ی دیدار رویت سر رسد
تا رسدان لحظه ی صبروشکیبایی ک نیست

مست و شیدا می شوم از یک نگاه عاشقت
غیر تو هرگز ندارم ,دل ب فردایی ک نیست.
دیدگاه ها (۸)

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

یاد گمشده یی

پزشکیان در گفت‌وگو با شبکه الجزیره: از توافق عربستان، ترکیه ...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

نمونه‌ای آشکار از فعالیت یک کانال تروریستی وابسته به جریان س...

رمان آرام باش

عاشقانه های شبنم براامام غریبم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط