{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما در ره عشق تو اسیران بلاییم

ما در ره عشق تو اسیران بلاییم
کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم
بر ما نظری کن که در این شهر غریبیم
بر ما کرمی کن که در این شهر گداییم
زهدی نه که در کنج مناجات نشینیم
وجدی نه که در گرد خرابات برآییم
نه اهل صلاحیم و نه مستان خرابیم
اینجا نه و آنجا نه که گوییم کجاییم
حلاج وشانیم که از دار نترسیم
مجنون صفتانیم که در عشق خداییم
ترسیدن ما هم چو از بیم بلا بود
اکنون ز چه ترسیم که در عین بلاییم
ما را به تو سریست که کس محرم آن نیست
گر سر برود سر تو با کس نگشاییم
ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است
بردار ز رخ پرده که مشتاق لقاییم
دریاب دل شمس خدا مفتخر تبریز
رحم آر که ما سوخته‌ی داغ خدایی مولوی
دیدگاه ها (۱)

ما در ره عشق تو اسیران بلاییمکس نیست چنین عاشق بیچاره که مای...

ما در ره عشق تو اسیران بلاییم!

ما در ره عشق تو اسيران بلاييم!

‍ ما در ره عشق تو اسیران بلاییمکس نیست چنین عاشق بیچاره که م...

ما در ره عشق تو اسیران بلاییمکس نیست چنین عاشق بیچاره که مای...

ما در ره عشق تو اسیران بلاییم کس نیست چنین عاشق بیچاره که ما...

💕ما را نه غم دوزخ ونه حرص بهشت است 💕

ما در ره عشق تو اسیران بلاییمکس نیست چنین عاشق بیچاره که مای...

ما در ره عشقِ تو اسیرانِ بلاییمکَس نیست چنین عاشقِ بیچاره که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط