سراغم رانميگيري،چه شدافتادم ازچشمت،منم فانوس لبخندت،غرورت

سراغم رانميگيري،چه شدافتادم ازچشمت،منم فانوس لبخندت،غرورت گريه ات خشمت،اسيرم خسته ام سيرم،مرا درياب که میمیرم....
دیدگاه ها (۱)

مگر لایق تکیه دادن نبودم! تو با حسرتِ شانه من چه کردی؟! مرا ...

ادامه...*ویو نامجون*خوب گند زدی اقای کیمن:ات یه لحظه گوش بده...

بغلم ڪردے و گفتے ڪه دلم غم دارد باورت هست ڪه این عشق تو را ڪ...

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

وقتی جلوشون گریه میکنیم

پنهان عشق

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط