پارت ۲
پارت ۲
× چشم ...خیلی ممنون
..........
( و جیمین با استرس اینکه ات دیگه جیمینو دوست نداشته باشه وارد اتاق ات شد .)
× سلام قشنگم ....خوبی ؟.
+ دیگه به من نگو قشنگم بعدشم ....چرا اومدی ملاقات من ؟
برو همون دختره هرزه رو بغل کن و ببوسش
× ات میشه .....میشه لطفا منو ببخشی ؟
+ نمیدونم جیمین، تازه .....تو حتی یه چیزی رو هم یادت رفته بود واسه همین خشمم رو دو برابر میکنه
× چی ؟ ...چی رو یادم رفته بود هر چیزی که باشه انجامش میدم ....من یوری رو ول میکنم جلوی تو بهش میگم رابطمون تمومه هر چی تو بگی عشقم فقط لطفا یه شانس دوباره بهم بده
+ جیمین من .....من نمیتونم به کسی که بهم خیانت کرده اعتماد بکنم ....و مهم ترین چیز تو این رابطمون اعتماد بینمون بود ...که الان شکسته
( جیمین گریش میگیره و سریع چند قطره اشک میریزه رو دست ات )
× ترو خدا هق به خدااا ثابت میکنم که من عوض شدم لطفاااا هق ات ترو خدا هق
( و بعد ات دستش رو دور کمر جیمین حلقه میکنه و سر جیمین رو میزاره رو سینش )
+ جیمینم ....گریه نکن من طاقت گریه هات رو ندارم
× نمیتونم هق نمیتونم کسی که بیشتر از همه دوستش دارم رو رها کنم اونم به خاطر خودم
+ جیمین من بهت یه فرصت دیگه میدم ولی اگر دفعه بعدی تکرارش کردی دیگه واقعا نمیتونم حتی ۱ درصد بهت اعتماد کنم
( جیمین سرش رو بلند کرد و تو چشمای ات نگاه کرد )
× وا.....واقعا بهم یه شانس دیگه دادی ؟
( ات لبخند کمرنگی زد و سر تکون داد )
× مرسی ات ...ازت واقعااا ممنونم
+ خواهش میکنم
( و بعد جیمین طاقت نیاورد و لباشو گذاشت رو لبای ات و ات رو بوسید و ات هم همراهی میکرد )
× عشقم
+ جان
× تو حرفات گفتی یه چیزی رو یادم رفته که خشمت رو دو برابر میکنه اون چیه ؟
+ هیچی ...مهم نیست .
× نه ...واسه من مهمه مخصوصا وقتی که خشمت رو دو برابر میکرد
+ ولش کن چیزی نیست
× قشنگمم ...ترو خدا بگو به خاطر من .
+ هعییی باشه .....امروز میدونی چه روزیه ؟
( جیمین یکمی فکر کرد و بعد صورتش در هم رفت )
× ام.....امروز رو.......روز تولدته....... اااتت واقعا معذرت میخوام که یادم نبود منو ببخش
+ اشکالی نداره دیگه ...تو تمام فکر و حواست رو دوست دخترت بوده دیگهه
× ات دیگه این حرف رو نزن تو دوست دخترمی نه اون اون یه اشتباه واسه جدایی ما از هم بود
+ آره ....که خودت رفتی با اون
× هی ...ات میشه از این بحث بیاییم بیرون ؟
+ خب دارم راستش رو میگم تو خودت رفتی با اون
× منم دارم راستش رو میگم از این بحث بیاییم بیرون
+ چشممم......... آاااییی
× چیشد ؟
+ سرم.......سرم خیلی درد گرفت آااخخ
ادامه در پارت بعد
× چشم ...خیلی ممنون
..........
( و جیمین با استرس اینکه ات دیگه جیمینو دوست نداشته باشه وارد اتاق ات شد .)
× سلام قشنگم ....خوبی ؟.
+ دیگه به من نگو قشنگم بعدشم ....چرا اومدی ملاقات من ؟
برو همون دختره هرزه رو بغل کن و ببوسش
× ات میشه .....میشه لطفا منو ببخشی ؟
+ نمیدونم جیمین، تازه .....تو حتی یه چیزی رو هم یادت رفته بود واسه همین خشمم رو دو برابر میکنه
× چی ؟ ...چی رو یادم رفته بود هر چیزی که باشه انجامش میدم ....من یوری رو ول میکنم جلوی تو بهش میگم رابطمون تمومه هر چی تو بگی عشقم فقط لطفا یه شانس دوباره بهم بده
+ جیمین من .....من نمیتونم به کسی که بهم خیانت کرده اعتماد بکنم ....و مهم ترین چیز تو این رابطمون اعتماد بینمون بود ...که الان شکسته
( جیمین گریش میگیره و سریع چند قطره اشک میریزه رو دست ات )
× ترو خدا هق به خدااا ثابت میکنم که من عوض شدم لطفاااا هق ات ترو خدا هق
( و بعد ات دستش رو دور کمر جیمین حلقه میکنه و سر جیمین رو میزاره رو سینش )
+ جیمینم ....گریه نکن من طاقت گریه هات رو ندارم
× نمیتونم هق نمیتونم کسی که بیشتر از همه دوستش دارم رو رها کنم اونم به خاطر خودم
+ جیمین من بهت یه فرصت دیگه میدم ولی اگر دفعه بعدی تکرارش کردی دیگه واقعا نمیتونم حتی ۱ درصد بهت اعتماد کنم
( جیمین سرش رو بلند کرد و تو چشمای ات نگاه کرد )
× وا.....واقعا بهم یه شانس دیگه دادی ؟
( ات لبخند کمرنگی زد و سر تکون داد )
× مرسی ات ...ازت واقعااا ممنونم
+ خواهش میکنم
( و بعد جیمین طاقت نیاورد و لباشو گذاشت رو لبای ات و ات رو بوسید و ات هم همراهی میکرد )
× عشقم
+ جان
× تو حرفات گفتی یه چیزی رو یادم رفته که خشمت رو دو برابر میکنه اون چیه ؟
+ هیچی ...مهم نیست .
× نه ...واسه من مهمه مخصوصا وقتی که خشمت رو دو برابر میکرد
+ ولش کن چیزی نیست
× قشنگمم ...ترو خدا بگو به خاطر من .
+ هعییی باشه .....امروز میدونی چه روزیه ؟
( جیمین یکمی فکر کرد و بعد صورتش در هم رفت )
× ام.....امروز رو.......روز تولدته....... اااتت واقعا معذرت میخوام که یادم نبود منو ببخش
+ اشکالی نداره دیگه ...تو تمام فکر و حواست رو دوست دخترت بوده دیگهه
× ات دیگه این حرف رو نزن تو دوست دخترمی نه اون اون یه اشتباه واسه جدایی ما از هم بود
+ آره ....که خودت رفتی با اون
× هی ...ات میشه از این بحث بیاییم بیرون ؟
+ خب دارم راستش رو میگم تو خودت رفتی با اون
× منم دارم راستش رو میگم از این بحث بیاییم بیرون
+ چشممم......... آاااییی
× چیشد ؟
+ سرم.......سرم خیلی درد گرفت آااخخ
ادامه در پارت بعد
- ۲۱۴
- ۲۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط