هیچ‌وقت اسفند را دوست نداشتم..

هیچ‌وقت اسفند را دوست نداشتم..

نہ حال و هوای خرید ڪردنش را دوست داشتم نہ این هول و ولا و تڪاپویی کہ بہ جان آدم می‌اندازد..؛

ما آدمها توی اسفند بیشتر از هر وقت دیگری خستہ‌ایم اما نمیدانم چرا بہ جای اینڪه نفسی تازه ڪنیم، سرعت‌مان را بیشتر و بیشتر می‌ڪنیم تا هر طور شده مثل قهرمان دوی ماراتن، از خط پایان این ماه عجیب و غریب بگذریم!

اسفند را باید نشست
باید خستگی در ڪرد
باید چای نوشید...!

یازده ماه تمام، دردها، رنج‌ها و حتی خوشی‌ها را به جان خریدن ڪہ الڪی نیست، هست؟!

چطور می‌شود با حجم این خاطرات و دلتنگی‌هایی ڪہ روی دلم آدم سنگینی می‌ڪنند، مغازه‌ها را گشت یا قیمت فلان لباس ومانتو را بامغازه دیگر مقایسه ڪرد؟!

اصلا مگر می‌شود انقدر ساده حجم این بغض را کہ تمام این ماه‌های سال گوشه دلت نشسته است، نادیده گرفت؟

بغضی ڪہ هر آن، منتظر است تا از یڪ جایی خودش را پرت کند بیرون... ؛



پی نوشت:

اسفند را نباید دوید
اسفند را باید با ڪفش‌های ڪتانی، قدم زد!
دیدگاه ها (۹)

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

عاشقانه های شبنم

@zangane2013

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

ادامه 𝑃𝑇 16🍷#contract ×مثلاً اینکه چه غذایی رو دوست داره، چه...

┄┉✿┉┄⇠تولدت مبارک، پارک جیمینِ قشنگم.🐥💛نمی‌دونم از کجای تو ب...

┄┉✿┉┄⇠تولدت مبارک، پارک جیمینِ قشنگم.🐥💛نمی‌دونم از کجای تو ب...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط