اشعار از حضرت حافظ شیرازی

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس
من و همصحبتی اهل ریا دورم باد
از گرانان جهان رطل گران ما را بس
قصر فردوس به پاداش عمل می‌بخشند
ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس
نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان
گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس
یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس
از در خویش خدا را به بهشتم مفرست
که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس
حافظ از مشرب قسمت گله نا انصافیست
طبع چون آب و غزل‌ های روان ما را بس
” شاعر : حافظ شیرازی “
دیدگاه ها (۰)

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بسزین چمن سایه آن سرو روان ما را...

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بسزین چمن سایه آن سرو روان ما را...

گلعذاري ز گلستان جهان ما را بس زين چمن سايه آن سرو روان ما ر...

هر موقع حس کردی دنیا برات کم گذاشته

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بسزین چمن سایه آن سرو روان ما را...

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بسزین چمن سایه آن سرو روان ما را...

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بسزین چمن سایه آن سرو روان ما...

حافظ

قصر فردوس به پاداش عمل می بخشندما که رندیم و گدا دیر مغان ما...

امام رضا جانم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط