پارت جدید
سلام
اومدم با پارت جدید
بریم...
شروع
.
.
.
ویو رینا :
صبح که پاشدم دیدم ریندو بغلم کرده و خوابیده یکم خجالت کشیدم و سعی کردم از بغلش بیام بیرون اما نمیشد پس مجبورم تحمل کنم تا بیدار بشه و بعد از چند دقیقه ریندو بیدار شد
ریندو : صبح بخیر پرنسس
ا.ت با سرخی : صبح بخیر
ریندو به جای اینکه بلند بشه من رو محکم بغل کرد
ا.ت : ریندو چیکار میکنی الان خفه میشم زورت خیلی زیاده
ریندو : باشه ببخشید آروم تر بغلت میکنم ولی ولت نمیکنم
ا.ت : چرا اونوقت
ریندو : چون تو مال منی و هر کار بخوام باهات میکنم
ا.ت : باشه حالا یکم بغل کن و بعد بیا بریم من گشنمه
ریندو : خیل خب
و بعد از چند دقیقه ریندو ولم کرد و منم بالاخره تونستم یکم تکون بخورم
ا.ت : خب بریم دیگه
ریندو : باشه
و باهم رفتیم پایین
و دیدیم ران پایین نشسته رو مبل
من و ریندو: صبح بخیر
ران : صبح بخیر
ا.ت : من وافل میخوام
ریندو : الان درست میکنم
ران : منم میخوام
ریندو : مگه من نوکر تو ام
ا.ت خنده ای کرد و گفت : ران گناه داره برای اونم بپز
ریندو : اه باشه
ران : ا.ت تو یه فرشته ای اگر تو اینجا نباشی ریندو برای من هیچکاری نمیکنه
.ا.ت خندید.
ریندو : وافل ها آمادس
من و ران : هورااااا
و باهم اومدیم سر میز و وافل ها رو خوردیم
ا.ت : مرسی ریندو خیلیی خوشمزه بود
ریندو : خواهش
ا.ت : میگم میاین بریم خونه ام وسایلم رو بیاریم
ران و ریندو : اوکی
( بنده به علت گشادی بسیار بالا اتفاق هایی که افتاد رو نمینویسم خودتون تصور کنید رفتن خونه وسایل رو آوردن چیدن توی اتاق و همین )
ا.ت : خب بالاخره تموم شد
ران و ریندو : هوفففففف
ا.ت : میگم میاین بریم کافه .
ران : من نمیام
ریندو : ولی من میام
ا.ت : خب پس بیا بریم همونجا که اولین بار هم رو دیدیم و جناب عالی من رو دزدیدی
ریندو : باش
و باهم راه افتادیم
.مایل به پارت بعد ؟
.
.
پایان •
امیدوارم خوشتون بیاد ☆
تا بعد جانه ♧
اومدم با پارت جدید
بریم...
شروع
.
.
.
ویو رینا :
صبح که پاشدم دیدم ریندو بغلم کرده و خوابیده یکم خجالت کشیدم و سعی کردم از بغلش بیام بیرون اما نمیشد پس مجبورم تحمل کنم تا بیدار بشه و بعد از چند دقیقه ریندو بیدار شد
ریندو : صبح بخیر پرنسس
ا.ت با سرخی : صبح بخیر
ریندو به جای اینکه بلند بشه من رو محکم بغل کرد
ا.ت : ریندو چیکار میکنی الان خفه میشم زورت خیلی زیاده
ریندو : باشه ببخشید آروم تر بغلت میکنم ولی ولت نمیکنم
ا.ت : چرا اونوقت
ریندو : چون تو مال منی و هر کار بخوام باهات میکنم
ا.ت : باشه حالا یکم بغل کن و بعد بیا بریم من گشنمه
ریندو : خیل خب
و بعد از چند دقیقه ریندو ولم کرد و منم بالاخره تونستم یکم تکون بخورم
ا.ت : خب بریم دیگه
ریندو : باشه
و باهم رفتیم پایین
و دیدیم ران پایین نشسته رو مبل
من و ریندو: صبح بخیر
ران : صبح بخیر
ا.ت : من وافل میخوام
ریندو : الان درست میکنم
ران : منم میخوام
ریندو : مگه من نوکر تو ام
ا.ت خنده ای کرد و گفت : ران گناه داره برای اونم بپز
ریندو : اه باشه
ران : ا.ت تو یه فرشته ای اگر تو اینجا نباشی ریندو برای من هیچکاری نمیکنه
.ا.ت خندید.
ریندو : وافل ها آمادس
من و ران : هورااااا
و باهم اومدیم سر میز و وافل ها رو خوردیم
ا.ت : مرسی ریندو خیلیی خوشمزه بود
ریندو : خواهش
ا.ت : میگم میاین بریم خونه ام وسایلم رو بیاریم
ران و ریندو : اوکی
( بنده به علت گشادی بسیار بالا اتفاق هایی که افتاد رو نمینویسم خودتون تصور کنید رفتن خونه وسایل رو آوردن چیدن توی اتاق و همین )
ا.ت : خب بالاخره تموم شد
ران و ریندو : هوفففففف
ا.ت : میگم میاین بریم کافه .
ران : من نمیام
ریندو : ولی من میام
ا.ت : خب پس بیا بریم همونجا که اولین بار هم رو دیدیم و جناب عالی من رو دزدیدی
ریندو : باش
و باهم راه افتادیم
.مایل به پارت بعد ؟
.
.
پایان •
امیدوارم خوشتون بیاد ☆
تا بعد جانه ♧
- ۴۶.۷k
- ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط