P24
P24
عروس فراری
ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه رو مبل نشسته بودن
ا/ت : سلام
همه : سلام
ا/ت*:ها؟ یعنی نمیدونن؟*
بعد رفتم آشپزخانه و مشت میز نشستم و ریندو هم به کابینت تکیه داد و یکی از خدمتکار ها برام یه پنکیک اورد
سانزو: هی عروس دریایی بیا !
ریندو هم چشماش رو میچرخونه و در حالی که سمت سانزو میرفت میگه
ریندو : الان میام پرنسس
ا/ت از لبو سرخ تر میشه
ا/ت : م..م....منو اینطوری صدا نکن !!!
ران : بیخیال ا/ت همه میدونن تو و ریندو باهمین
وقتی ران اینو میگه ا/ت داشت یه تیکه پنکیک میزاشت دهنش و همونطوری خشکش زد
همه : ....
ریندو : اشکال نداره یکم دیگه براش عادی میشه
ا/ت : همتون خفه شیننننننن!!!!!!
کوکو : خب واقعیته
ا/ت سرش رو میندازه پایین و با عصبانیت و خجالت پنکیکش رو میخوره
ریندو " حاله میگی چی کار داشتی یا نه سانزو ؟
سانزو : توی بندر شرقی یه مشکلی برای محموله ها پیش اومده مایکی هم گفت که تو و ا/ت و کاکوچو برین
ریندو : تو هم فقط بشین بگو لنگش کن
سانزو : به من چه مایکی گفته !
خلاصه که کاکوچو و ریندو و ا/ت میرن تا محموله ها رو "چک" کنن
وقتی میرسن چند نفر سر یکی از همون جعبه ها بود ( دیگه اسمش یادم نبود فدا سرم)
وقتی میرن نزدیک همه تعظیم میکنن اینا هم به پشمشون هم نمیگیرن
کاکوچو : مشکل چیه ؟
یکی : وقتی داشتن با کشتی محموله ها رو میاوردن این یکی تو بار ضربه دیده و درش باز شده و چند تا از تفنگ ها تو دریا افتادن
ریندو و اینا هم میرن توی اونو میبینن و ا/ت خود اون جعبه رو چک میکنه
ا/ت : اشتباه میکنین
همه به ا/ت نگاه میکنن
ا/ت : اگر ضربه خورده باید یه تو رفتگی ای داشته باشه
عروس فراری
ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه رو مبل نشسته بودن
ا/ت : سلام
همه : سلام
ا/ت*:ها؟ یعنی نمیدونن؟*
بعد رفتم آشپزخانه و مشت میز نشستم و ریندو هم به کابینت تکیه داد و یکی از خدمتکار ها برام یه پنکیک اورد
سانزو: هی عروس دریایی بیا !
ریندو هم چشماش رو میچرخونه و در حالی که سمت سانزو میرفت میگه
ریندو : الان میام پرنسس
ا/ت از لبو سرخ تر میشه
ا/ت : م..م....منو اینطوری صدا نکن !!!
ران : بیخیال ا/ت همه میدونن تو و ریندو باهمین
وقتی ران اینو میگه ا/ت داشت یه تیکه پنکیک میزاشت دهنش و همونطوری خشکش زد
همه : ....
ریندو : اشکال نداره یکم دیگه براش عادی میشه
ا/ت : همتون خفه شیننننننن!!!!!!
کوکو : خب واقعیته
ا/ت سرش رو میندازه پایین و با عصبانیت و خجالت پنکیکش رو میخوره
ریندو " حاله میگی چی کار داشتی یا نه سانزو ؟
سانزو : توی بندر شرقی یه مشکلی برای محموله ها پیش اومده مایکی هم گفت که تو و ا/ت و کاکوچو برین
ریندو : تو هم فقط بشین بگو لنگش کن
سانزو : به من چه مایکی گفته !
خلاصه که کاکوچو و ریندو و ا/ت میرن تا محموله ها رو "چک" کنن
وقتی میرسن چند نفر سر یکی از همون جعبه ها بود ( دیگه اسمش یادم نبود فدا سرم)
وقتی میرن نزدیک همه تعظیم میکنن اینا هم به پشمشون هم نمیگیرن
کاکوچو : مشکل چیه ؟
یکی : وقتی داشتن با کشتی محموله ها رو میاوردن این یکی تو بار ضربه دیده و درش باز شده و چند تا از تفنگ ها تو دریا افتادن
ریندو و اینا هم میرن توی اونو میبینن و ا/ت خود اون جعبه رو چک میکنه
ا/ت : اشتباه میکنین
همه به ا/ت نگاه میکنن
ا/ت : اگر ضربه خورده باید یه تو رفتگی ای داشته باشه
- ۲۷۰
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط