عاشقي پيداست از زاري دل
عاشقي پيداست از زاري دل
نيست بيماري چو بيماري دل
علت عاشق زعلتهاجداست
عشق اصطرلاب اسرار خداست
عاشقي گرزين سرو گر زان سراست
عاقبت مارابدان سر رهبراست
هرچه گويم عشق راشرح و بيان
چون به عشق آيم خجل باشم ازآن
گرچه تفسيرزبان روشنگرست
ليک عشق بي زبان روشنترست
چون قلم اندر نوشتن مي شتافت
چون به عشق آمد قلم برخودشکافت
عقل درشرحش چو خر درگل بخفت
شرح عشق و عاشقي هم عشق گفت
آفتاب آمد دليل آفتاب
گر دليلت بايدازوي رو متاب
مولونا
نيست بيماري چو بيماري دل
علت عاشق زعلتهاجداست
عشق اصطرلاب اسرار خداست
عاشقي گرزين سرو گر زان سراست
عاقبت مارابدان سر رهبراست
هرچه گويم عشق راشرح و بيان
چون به عشق آيم خجل باشم ازآن
گرچه تفسيرزبان روشنگرست
ليک عشق بي زبان روشنترست
چون قلم اندر نوشتن مي شتافت
چون به عشق آمد قلم برخودشکافت
عقل درشرحش چو خر درگل بخفت
شرح عشق و عاشقي هم عشق گفت
آفتاب آمد دليل آفتاب
گر دليلت بايدازوي رو متاب
مولونا
- ۹۹۶
- ۰۷ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط