{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
عاشقی پیداست از زاری دل
نیست بیماری چو بیماری دل
علت عاشق ز علتها جداست
عشق اصطرلاب اسرار خداست
عاشقی گر زین سر و گر زان سرست
عاقبت ما را بدان سر رهبرست
هر چه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل باشم از آن
گرچه تفسیر زبان روشنگرست
لیک،عشق بی زبان روشن تر است
چون قلم اندر نوشتن می شتافت
چون به عشق آمد،قلم برخود شکافت
دیدگاه ها (۱)

.یک قلب کوچک دارم که درونش یک عالمه عشق است.همین قلب کوچک یک...

.میشود بغلم کنی؟؟محکم،از آنهایی که سرم چفت شود روی قلبت و حت...

.مخترع دوربین عکاسی اگر می‌دانستساعت‌ها حرف زدن با یک عکس بی...

.چقدر_خوب_است کسی بی دلیل تو را دوست داشته باشد و هنگامی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط