ما گشته ايم،نيست،تو هم جستجو مكن
ما گشته ايم،نيست،تو هم جستجو مكن
آن روزها گذشت،دگر آرزو مكن
ديگر سراغ خاطره هاي مرا مگير
خاكستر گداخته را زير و رو مكن
در چشم ديگران منشين در كنار من
ما را در اين مقايسه بي آبرو مكن
راز من است غنچه ي لب هاي سرخ تو
راز مرا براي كسي بازگو مكن
ديدار ما تصور يك بي نهايت است
با يكدگر دو آينه را روبه رو مكن
"فاضل نظري"
آن روزها گذشت،دگر آرزو مكن
ديگر سراغ خاطره هاي مرا مگير
خاكستر گداخته را زير و رو مكن
در چشم ديگران منشين در كنار من
ما را در اين مقايسه بي آبرو مكن
راز من است غنچه ي لب هاي سرخ تو
راز مرا براي كسي بازگو مكن
ديدار ما تصور يك بي نهايت است
با يكدگر دو آينه را روبه رو مكن
"فاضل نظري"
- ۹۰۷
- ۰۱ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط