{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت:که چیه؟ هی جانباز جانباز شهید شهید!میخواستن نرن !

گفت:که چیه؟ هی جانباز جانباز شهید شهید!میخواستن نرن !



کسی مجبورشون نکرده بود که!



گفتم:چرا اتفاقا!مجبورشون میکرد!



گفت کی؟



گفتم :همونی که تو نداری!



گفت:من ندارم ؟!چی رو ؟!



گفتم :غیرت...
دیدگاه ها (۹)

☆چند پارتی☆☆پارت: ۰۳☆☆وقتی دخترتون.....☆هی‌را و سوهی رو به ر...

موضوع=وقتی دخترشونیم و از اول دوستمون نداشتن و ما بیماری قلب...

..فکر کن در #مجلس_یزید بشینی و او با چوب خیزران به لب و دندا...

P¹⁵The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و... p18ات. تو.... تو اونو ک...

سناریو قهوه با بوی شکلات

رمان جدیدژانر: عاشقانه،درام،رازآلودشیپ تهکوکبا خشم از صندلی ...

سناریو#وقتی ما رو دزدیدن و بهشون خبر میدن که زنت دست ماعه نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط