{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

دستش رو قلبم بود.هر وقت می فهمید حالم‌ خوش نیست، همین کار رو می کرد. می گفت من از زبونت که نمی تونم حرف‌بکشم ولی قلبت با من حرف می زنه. راست می گفت. با قلبم خیلی رفیق بود.‌ موهاش رو از جلوی صورتش کنار زدم و گفتم به حرفاش گوش کردی؟ چی میگه؟ خندید و گفت خصوصیه. سرش رو گذاشت رو قلبم و شروع کرد آروم حرف زدن. نمی دونستم چی داره میگه ولی انگار داشتن با هم دردِدل می کردن...
دوربین سلفی گوشی،روشن کردم گرفتم بالای سرش ببینم چی کار میکنه ،داشت پوست لبش رو می کَند. سرش رو از روی سینه م بلند کردم و گفتم لب هات رو ببین، خون اومد. باز داری ناراحتی ت رو سر شراب های من خالی می کنی؟ صورتش رو آورد جلو و گفت هان... چیه؟ شراب خونی دوست نداری؟
یه پیک ... دو پیک ... ده پیک. حالم که جا اومد تو بغلم دراز کشید. بهش گفتم قلبم چیزی بهت نگفت؟ یه لبخند زد و گفت قلبت میگه خسته ای... می خوای بریم سفر؟ گفتم سفر نه... دلم بی خبری می خواد. از همه چی ،‌از همه کس... بریم یه جای دور ... یه جا که خودم باشم و خودت... یه جهان دو نفره... خسته ام از شلوغی...
رفت تو فکر... شروع کرد پوست لبش رو کندن... دستش رو گرفتم و گفتم با توام زیبا... بریم یه جای دور؟
شبنم
دیدگاه ها (۰)

🍷🌹…………………………پارت۱۲…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا.....................

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

عاشقانه های شبنم

سناریو-BTSوقتی میرم رو پاشون می‌شینیمنامجون🐨: داشت کتاب میخو...

اگه دوست پسرمون باشن

حالا فاصله‌تون خیلی کمتر بود.و تو تونستی صورتش رو ببینی.چشم‌...

پارت ۲۰

dark life = 46ساعت بعد، ات جرأت کرد. آروم به سمت دفتر تهیونگ...

پارت ۶ 🖤با شنیدن حرف جونگ‌کوک، قلبم ریخت.— «چی گفتی؟ جیمین د...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۳۰مروارید با دهن باز و چشمای گرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط