دوش آن رشته های یاس که بود
دوش آن رشته های یاس که بود
خقته بر سینه ی دل انگیزت
راست گفتی که آرزوی منست
که چنان گشته گردن آویزت
با چه لبخند های ناز آلود
با چه شیرین نگاه شور انگیز
باز کردی ز گردن و دادی
به من آن یاس های عطر آمیز
بوسه دادم بسی به یاد تواش
دلم از دست رفت و مست شدم
آن چنانش به شوق بوییدم
که به بوی خوشش ز دست شدم
دوش تا وقت بامداد مرا
گل تو در کنار بالین بود
در بر من بخفت و عطر افشاند
بسترم تا به صبح مشکین بود
به شگفت آمدم که این همه بوی
زگلی این چنین عجب باشد
حیرتم زد که راز این گل چیست ؟
که چنینم از آن طرب باشد
آه دانستم ای شکوفه ی ناز
راز این بوی مستی آمیزت
کاندر آن رشته بود پیچیده
تاری از گیسوی دل آویزت ..
خقته بر سینه ی دل انگیزت
راست گفتی که آرزوی منست
که چنان گشته گردن آویزت
با چه لبخند های ناز آلود
با چه شیرین نگاه شور انگیز
باز کردی ز گردن و دادی
به من آن یاس های عطر آمیز
بوسه دادم بسی به یاد تواش
دلم از دست رفت و مست شدم
آن چنانش به شوق بوییدم
که به بوی خوشش ز دست شدم
دوش تا وقت بامداد مرا
گل تو در کنار بالین بود
در بر من بخفت و عطر افشاند
بسترم تا به صبح مشکین بود
به شگفت آمدم که این همه بوی
زگلی این چنین عجب باشد
حیرتم زد که راز این گل چیست ؟
که چنینم از آن طرب باشد
آه دانستم ای شکوفه ی ناز
راز این بوی مستی آمیزت
کاندر آن رشته بود پیچیده
تاری از گیسوی دل آویزت ..
- ۸۹۲
- ۱۶ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط