{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرم لبريز زائرها مسافرها مجاورها

حرم لبريز زائرها مسافرها مجاورها
گروهي آذري ها و گروهي از شمالي ها
يکي از پاي قالي و يکي از بين شالي ها
وحالا هرکدام آرام زبان واکرده در اين ازدحام،

آرام:

"ببين اين دست پينه بسته را آقا ببين اين شانه هاي خسته را آقا"

" به بيخوابي دو چشم خويش رامجبور کردم من
به زحمت پول مشهد آمدن را جور کردم من
نشستم تا بگيرم دامن ايوان طلايي را
به سمتت باز کردم دست خالي گدايي را"
دیدگاه ها (۵)

به شیشه های اتاقم دوباره ها کردم.. و از نوشتن اسمت بر آن حیا...

چشمم به هیچ پنجره رغبت نمیکندجز با ضریح پاک تو صحبت نمیکنددی...

دست من نیست اگر بی سر و پا آمده ام دست مــن نیست اگــــر شو...

گنبدت از هر کجای شهر سوسو می کند دست هر آشفته ای را پیش تو ...

دست خالی آمدم

حرم لبریز زائرهامسافرهامجاورهاگروهی آذری ها و گروهی از شمالی...

🕊 حرم لبریز زائرها مسافرها مجاورهاگروهی آذری ها و گروهی از ش...

..حرم لبریز زایرهامسافرهامجاورهاگروهی آذری ها و گروهی از شما...

میثم مطیعی مدح ویژه ولادت امام رضا (ع) 93\ حرم لبریز زائرها...

حرم لبریز زایرهامسافرهامجاورهاگروهی آذری ها و گروهی از شمالی...

فقط امام رضایی ها بخوننحرم لبریز زایرهامسافرهامجاورهاگروهی...

حرم لبریز زائر‌ها مسافر‌ها مجاور‌هاگروهی آذری‌ها و گروهی از ...

این شعر زیبا تقدیم به اونهایی که دلشون برای حرم امام رضا علی...

حرم لبریز زائرهامسافرهامجاورهاگروهی آذری ها و گروهی از شمالی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط