حرم لبریز زائر‌ها مسافر‌ها مجاور‌ها

حرم لبریز زائر‌ها مسافر‌ها مجاور‌ها
گروهی آذری‌ها و گروهی از شمالی‌ها
یکی از پای قالی و یکی از بین شالی‌ها
و حالا هر کدام آرام
زبان واکرده در این ازدحام،
آرام:
ببین این دست پینه بسته را آقا..
ببین این شانه‌های خسته را آقا...
ببین آقا...
ببین آقا...
دیدگاه ها (۱)

معامله

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۵ | «هدیه‌های کوچیک» 🎁😂 ب...

فصل دوم _ آمادگی برای ماموریت

دختر ماه و پسر خورشید ادامه پارت دوم

Thirteen

پارت چهاردهم سبز یشمی زیر بارانباران هنوز بند نیامده بود.تهی...

پارت ۴: تقابلِ دو دنیا(پارت اخر)روزهای بعد، مثل یک ریتم تکرا...

𝖕𝖆𝖗𝖙7دود، مثل ماری خاکستری، در راهروها می‌خزید. مارال با پدر...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

007-پنهان در مه - پارت ۹۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط