{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای تو...

برای تو...

برای آن عاشق بی دل می نویسم...

برای آن عاشق بی دل می نویسم که حرمت اشکهایم را
ندانست
برای آن مینویسم که معنای انتظار را ندانست،
چه روزها و شبهایی که به یادش سپری کردم
برای آن مینویسم که روزی دلش مهربان بود
می نویسم تا بداند دل شکستن هنر نیست
نه دگر نگاهم را برایش هدیه میکنم ، نه دگر دم از فاصله ها
میزنم
و نه با شعرهایم دلتنگی ها را فریاد می زنم
می نویسم شاید نامهربانی هایش را باور کند
اره تو...
دیدگاه ها (۲)

مینویسم...این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

در روزگاری که همه‌چیز با پول و منفعت سنجیده می‌شود، عشق مزاح...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

وقتی لب تو خنده زد

"شهید سید امید نصیری سلوشی"متولد:۱۳۸۴/۰۵/۲۰،کرجسید امید، سرب...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط