{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست بردار، ز تو در عجبم

دست بردار، ز تو در عجبم
به دَرِ بسته چه می‌کوبی سر.
نیست، می‌دانی، در خانه کسی
سر فرو می‌کوبی باز به در...

👤 احمد شاملو
دیدگاه ها (۱)

باز امشباز خیالِ تو غوغاست در دلمآشوبِ عشقِ آن قد و بالاست د...

شیشه پنجره را باران شستاز دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد ش...

زنِ زندگی‌ات فقط همسر تو نیست؛دلِ خانه‌ات است…گاهی فقط کافی‌...

_ در این رهِ، مرا طاقتِ برگشتن نیستنشسته‌ام که مگر جاده به پ...

خبـرت هست که از خویش خبر نیست مرا ؟گــذری کن که ز غـم راهگـذ...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

بار الها... از کوی تو بیرون نشود پای خیالمنکند فرق به حالم،چ...

تقدیم به زندگیم:ای نوگل باغ زندگانیای برتر و بهتر از جوانیای...

ما در ره عشق تو اسیران بلاییمکس نیست چنین عاشق بیچاره که مای...

با اجازه غزلی تازه فدایت کردمبر سر سجده نه در شعر دعایت كردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط