{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیشه پنجره را باران شست

شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟
چه بگویم با تو ؟دلم از سنگ که نیست
گریه در خلوت دل ننگ که نیست
چه بگویم با تو ؟
که سحرگه دل من
باز از دست تو اي رفته ز دست
سخت در سینه به تنگ آمده بود.....
دیدگاه ها (۰)

دلم اندازه ی یک شهر برایت تنگ استآنقدر تنگ که با ذهن خودم در...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

تو نمی‌خواهی عزیزت بشوم، زور که نیستیا نگاهم بکنی، چشم تو مج...

بماند که هنوز دلم برایت تنگ استبماند که تکیه گاه روزهای خستگ...

محبوب مهربانم💌می خواهی بگویمـدلمـ چقدر برایتــ تنگــ می شود....

جانا تو ز دیده اشک بیهوده مباردلتنگی من بس است دل تنگ مدارتو...

یا فاطمه زهرا…آمده‌ام پیش تو، با لب‌های خشک و سینه‌ای که از ...

وقتی به هیچ وجه دلش با تو جور نیستکم دست و پا بزن که رسیدن ب...

عاشقانه های شبنم برا بابامحمدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط