گشته‌ام، حوصله‌ای نیست! چه می‌دانی تو...

گشته‌ام، حوصله‌ای نیست! چه می‌دانی تو...
من پُر از «منزوی»‌ام! شعر نمی‌خوانی تو...

چای دم کرده‌ام و شعر سرودم! بنشین!
من که هر کار کنم باز نمی‌مانی تو!

هرج و مرج و پُر آشوب، کمی لبنانم!
باشکوهی و سرافراز که «ایرانی» تو...

سال‌ها خواندمت و یک شبه راندی اما
تو خدای منی اما، خود شیطانی تو!

لا به لای غزل و چایی و سیگار، نگرد!
گشته‌ام، حوصله‌ای نیست! چه می‌دانی تو...
دیدگاه ها (۰)

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

زیبای کوچک فریبکار

بنویسم ، ننویسم،تو نمی خوانی کهچیزی از معجزه ی شعر نمی دانی ...

بنویسم ، ننویسم،تو نمی خوانی کهچیزی از معجزه ی شعر نمی دانی ...

بنویسم ، ننویسم،تو نمی خوانی کهچیزی از معجزه ی شعر نمی دانی ...

بنویسم ، ننویسم،تو نمی خوانی کهچیزی از معجزه ی شعر نمی دانی ...

بنویسم،ننویسم،تو نمی خوانی که!چیزی از معجزه ی شعر،نمی دانی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط