{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در حسرت تو خون شده چشم نگارها

در حسرت تو خون شده چشم نگارها
ای انتظار آخر چشم انتظار ها

ای آشنا تر از همه، این دیده کور باد
نشناخته اگرچه تو را دیده بارها

خار طمع به چشم و به پا ریسمان ترس
افتاده ایم بی تو در این گیر و دارها

جز اشک ناشیانه و جز آه پشت آه
دیگر چه چشم داشتی از تازه کارها!؟

کار دل از ترحم دلدار هم گذشت
زنگار بسته آینه جای غبار ها

پاییزمان شدند و گلاویزمان شدند
سرمی رسند بی تو یکایک بهار ها

مشتی پیاده در دل این جاده مانده ایم
رحمی به ما نکرد کسی از سوار ها

دل کاش جز مسیر تو راهی بلد نبود
شد درد سر برای من این اختیار ها

تاری ز موی یار دل زار را بس است
این ما و این گلوی مهیای دارها

برگرد! تا به دور تو گردم مرید وار
در دور نامرادی این روزگارها

هادی ملک پور
#یا_مهدی_ادرکنی
دیدگاه ها (۳)

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

شب التیام.

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²¹ویو میکا_____دیگه حتی...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۷ (پایانی): طلوعی در تاریکینفس تو...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وششم | گناهی که مال او نبودشب...سکوت سن...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴⁷(نایون+...

السلام علیک یا اباصالح المهدی(عج) در حسرت تو خون شده چشم نگ...

در حسرت تو خون شده چشم نگارهاای انتظار آخر چشم انتظار هاای آ...

دشت خشکیدو زمین سوخت وباران نگرفتزندگی‌ بعد تو بر هیچکس آسان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط